محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

78

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

منشآت فريدون بيگ مندرج است ، نيست ، لازم دانسته شد ، ترجمهء آن ، بىكم و زياد ، به علاوهء نامجات رد و بدل شده و بعض مطالب صحيحهء تاريخيّه و جغرافيائيّه و تراجم احوال رجال مآخذ اين وقايع مهمّه اتخاذ گرديده ، در اين تاريخ نوشته شود ! و هى هذه : [ روز شمار جنگ چالدران به روايت حيدر چلبى ] به رأى صواب نماى و حق فرماى ارباب شريعت ، سيّد الأنام و اصحاب طريقت خطّهء أنام كه مفتاح باب خزانهء حقيقت عالم و مصباح صباح روايح ماهيات بنى نوع آدم است ، مبرهن و معيّن است كه اگر احدى بر صحيفهء مكرمهء شريعت نقطهء سياهى وضع نمايد ، بر اهل اسلام لازم است كه آن نقطه را به تيغ غيرت تراشيده ، اثرى از آن سياهى نگذارند . خصوصا تمامى كتب شريفهء دين اسلام را كه به فرمان « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ » « 1 » مشهود خداوند ملك علّام است ، در قصد تحريف و تبديل و تغيير و تحويل باشد ، شائبهء شبهه نيست كه عقلا و نقلا قلع و قمع و دفع و منع آن قبيل طايفهء مرده و اقوام كفره و فجره بر مجموع اشخاص فرض و واجب است كه به حضرت شريعت اسلام مزيّنند . مادامى كه اين امر چنين است ، بنابراين ، حالت مسرّت عاقبت و اعتناء به اين قضيهء مرضيه حضرت سلطان آفاق مخدوم شاهان بالاستحقاق مالك ممالك الارض بالطّول و العرض سزاوار خطاب « إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ » « 2 » پادشاه سعادت دستگاه ، خلافت پناه ، سايهء إله ، سلطان سليم شاه - نال مناه فوق ما يتمنّاه - مشاهده كرده بود كه ، در ولايت معمورهء عجم كه از سوابق ايّام و سوالف اعوام تا چندى قبل پر از اهل اسلام و مشهور و مذكور به فضلاى كرام و مشايخ عظام بود ، الحالة هذه ، يك صوفى بچهء زنديق همنشين قسيس و به طريق اذاقة العذاب الحريق ، يعنى شاه اسماعيل پر تضليل ظهور كرده ، چون اعزّهء آن ديار شريف را اذلّه و اعالى آن را ادانى ساخته ، و غير از اين ، احكام شريعت سيّد الانام را برداشته ، به زعم فاسدش يك طريق باطل احداث نموده ، خاندان چندين ملوك اسلام را خراب و يباب كرد ؛ پادشاه نصرت پناه ، به غيرت شريعت خير الانام ، و به حميّت دين اسلام ، قصد و عزم نمود كه بيخ مردار آن ملعون را از آن ديار بركنده ، باز آن نواحى را به اعلام شريعت مشرّف و مستسعد فرمايد . پس در روز دوشنبه ، بيست و سوم ماه محرّم الحرام سال نهصد و بيست هجرى [ 920 ] كه عيد نوروز بود ، از ادرنه خارج شده ، در اواخر محرّم ، نامهء ذيل را نوشته ، به سفارت محمد بيگ از غلامان خاصهء سلطانى به دربار عبيدخان بن شيبك خان حكمران سمرقند از راه قريم و دشت قبچاق و درياى خزر و دشت خوارزم به تركستان فرستاد .

--> ( 1 ) . آل عمران ، 18 ، 19 ( 2 ) . سورهء ص ، 25