محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
250
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
زمستانها هم در يكى از بلاد ايران قشلاق كرده ، آنى غفلت از عشرت و عيش ، يعنى از كندن بنياد عمر خويش نمىورزيد ؛ اما اركان سلطنت و امناى دولت او كه امور ادارهء مملكت را بر عهده گرفته و از سايه سلطنت صفويه هر يكى از آنها داراى كرورها شده بودند ، محض بقاى نعمت خويش ، بناى اين دولت جديد التأسيس را از تزلزل و اندراس نگاهداشته ، معنا و مادة جدّ و جهد به دفع صائل و رفع حائل نموده ، حتى المقدور به ارتقاى شأن و شرف دولت متبوع خودشان هم مىكوشيدند ؛ هر چند نتوانستند در غرب ، جلو لشكر فاتح عثمانى را بگيرند و ولايت دياربكر و خرپوت و موصل را از دست دادند ، ولى در شرق امداد به بابر شاه كرده ، محمد زمان ميرزا را منهزم و مخذول ساخته ، چشم دشمنان مشرقى و شرق شمالى دولت ايران را ترساندند . و همچنين ديو سلطان را به امداد غور يغورا فرستاده ، نفوذ دولت متبوعشان را داخل در گرجستان نمودند و به سلطان قانصو غورى خريف و سفيه ، به انواع مواعيد عرقوبيه فريب داده ، چركسان خود پسند و مغرور به ضربت شوشقه و شمشير خودشان را به ميدان جنگ و ستيز سلطان سليم انداخته ، منتظر جنگ اين دو سلطان ماندند . آن گاه كه در مرج وابق لشكر خون آشام عثمانى ، غلبه بر چركسان كرد و سلطان سليم هم محض اقتطاف ثمرهء اين فتح عظيم متوجهء شامات و از آنجا هم عازم خطّهء مصريه گشت ، امناى دولت صفويه لشكر قزلباش را منقسم به سه اردو نموده ، يكى را از سمت سنندج به طرف سليمانيه كه در آن زمان معروف به سويدان بود ، به سردارى چاپان سلطان سوق نمودند كه خطّهء عراقيه را از تخطّى عثمانيان محافظت و در هنگام فرصت ، موصل و دياربكر را از دست تصرف آنان انتزاع نمايد . و اردوى روم را به سردارى ديو على سلطان در حدود گرجستان نگاهداشتند كه اگر از گرجستان و شيروانيان و ساير طوايف ملوك آن سامان حركت خصمانه به ظهور رسد ، در دفع آنها قيام و اقدام نمايد ؛ و قبل از وقت مولانا عيسى قاضى بولى را به دستيارى آن مرد معروف در زمين قلوب احشام يوروك و تركمان ، بناى كاشتن تخم شاهيسونى را گذاردند و از يك طرف نيز فريب و قوّت مالى به باقى مانده جلاليان آناطولى داده ، در قلعهء ترخال تابع آماسيه يك مركز فساد از براى شورشيان عثمانى تأسيس كردند ؛ و به اين هم قناعت ننموده ، به مجارستان و لهستان و صرب ايلچىها فرستاده ، آنها را تشويق به جنگ عثمانيان نمودند . اما سلطان سليم و حكّام و عمال او ، با آنكه مشغول جنگ و ضبط خطّهء مصريه بودند ، باز از ترصّد حركات دشمنان دولت خودشان آنى غفلت نورزيده ، هر روز از وضع و اطوار و تصميم و كردار آنها اطلاعى به دست مىآوردند و قبل از وقت ، قيام به جلوگيرى و اقدام به ابطال فسون سياسى آنها كرده ، و موفق هم مىشدند ؛ زيرا لشكر تاتار در جلو لهستان و قشون آرنبود و بوشناق ، و دلاوران سرحدى روم ايلى در مقابل صربستان و مجارستان و اردوى دياربكر نيز در مصاف چايان سلطان مردانه ايستاده ، آماده به چاپيدن و جنگيدن بودند و