محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

244

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

مقصود گريختند . روز دوشنبه نوزدهم ، در قنيطره منزل گرديد . در اين منزل كرد محمود وزير حنش اوغلى آمده ، شش رأس اسب پيشكش آورد . چون از استقبال معذور بوده ، عذرش مقبول افتاد و از آمدن معفو شد . روز سه‌شنبه در سعساع منزل كردند . على چلبى از دياربكر آمد . يكنفر دل از قزلباش آورد و معلوم شد كه شاه به عزم قشلاق ، در حوالى اصفهان بوده است . روز چهارشنبه بيست و يكم ، حضرت خداوندگار - عزّ نصره - با لشكر ظفر پيكر در مرج عامر واقع در صلاحيه كه نشانه‌اى است از « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » در جوار دمشق شام به انواع تعظيمات اهالى و علما و صلحا و سادات و اعيان و اشراف نزول در سراپردهء همايونى فرمودند . در همين روز ، فرمود احكام به حكّام نوشتند كه از براى آذوقهء قشلاق قشون ، بيست و سه هزار جوال جو از شامات تدارك نمايند و سى هزار اردب « 1 » گندم و همان قدر بقله كه در مصر انبار بود ، با كشتى به بيروت بفرستند . كدخداى سلحداران به همراهى پنجاه غلام از براى احمال و ارسال آنها به سمت مصر و محمود بيگ ولد يكيت احمد آقاى زمرهء غربا نيز از براى تدارك و ارسال كشتى به سمت طرابلس شام روانه گرديدند . روز پنج‌شنبه بيست و دوم توقف ، لشكر روم ايلى رسيد . روز جمعه بيست و سوم حضرت خداوندگار غازى با تشريفات معهوده در مسجد جامع امويه نماز جمعه را ادا نمودند . روز شنبه بيست و چهارم ديوان شد . بعد از مشاوره و مذاكره مقرر گرديد ، كه اردوى همايون در شامات قشلاق نمايد . روز يكشنبه بيست و پنجم استراحت . روز دوشنبه بيست و ششم حكومت اسكندريه را به اسكندر بيگ ارنوس زاده و حكومت گوسنديل به محمود بيگ ولد يكيت عيسى و حكومت صوفيه را به على بيگ ولد مستنصر و حكومت ترحاله به احمد بيگ ولد يخشى بيگ حاكم سابق شام مرحمت و امير الامرايى روم ايلى به شادى پاشا حاكم سابق اولونيه تفويض گرديد . و به تمامى امرا و صاحب منصبان و افراد قشون روم ايلى ترقّى و خلعت و انعام مرحمت فرمود و چاپار از جانب خير پاشا آمد ، عرض كرده بود كه حجاج مصر از خشكى و دريا به جانب حجاز روانه گرديد . بنابراين حكم همايونى صادر گشت كه از شام هم محمل مبارك را با حجاج حركت دهند . و حكم شد كه مصطفى پاشاى امير الامراى روم با سپاهيان دولتمند به اسلامبول رفته ، از آنجا به حكام جديد النصب به وطنشان بروند و فقراى سپاهيان آن مملكت به ابو ابجمعى مصطفى بيگ حاكم سلستره زمستان را در اردو بگذرانند ؛ ولى عموما تابع حكم فرهاد بيگ امير الامراى آناطولى شوند و حكم شد كه از براى قشلاق هفتصد رأس يابو و قاطر از قاطرخانه را به حما و حمص و كره‌هاى كوچك را به سلطان ايوگى و كره‌هاى قابل سوارى را

--> ( 1 ) . يك اردب دو خروار و هشت من و دويست و سيزده مثقال شاهى است .