محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
18
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
و بعد چون اعلى حضرت قدر قدرت ، قضا شوكت ، شاهنشاه معلّى بارگاه و پادشاه اسلام پناه ، ظل اللّه على الأرض و خليفة الله فى بلاد الاسلام بالطول و العرض ، اعدل و امجد و اعلم و ارشد ملوك ايران ، صاحبقران زمان ، السلطان بن السلطان بن السلطان ، و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان صاحب النصر و الظفر ناصر الدين شاه قاجار « 1 » - خلّد الله ملكه و سلطنته و أيّد الله دولته و شوكته بالعزّ و الافتخار الى يوم الحشر و القرار - در هنگام فراغت از تسويه و تعديل و تصفيه و تسهيل معضلات امور دولت و مملكت و ملّت ، غالب اوقات عزيزهء همايونشان را به استماع تراجم احوال رجال علميّه و سياسيّه و حكايات و روايات صحيحهء تاريخيّه و حوادث حاليّهء دوليه كه سرمشق علم ادارهء دولت و رهنماى ترقّى مملكت و مدنيّت است ، حصر مىفرمايند ؛ و چون تا حال هيچ مؤلفى از علماى تاريخ و رجال ، ترجمهء حال و به ترتيب سوانح زمان ، انقلاب اشتمال و معاملهء شآمت مآل شاه اسماعيل بن شيخ حيدر الصفوى الموسوى الحسينى العلوى و سلطان سليم بن سلطان با يزيد بن سلطان محمد الفاتح العثمانى را ننوشته و سانحه نگاران آن زمان نيز مثل اين زمان ! از روى تملّق ، محاسن متبوع و معايب طرف مقابل را در آثارشان ثبت ، و در ضبط غالب وقايع مهمّه اغماض نموده ، اثر كاملى كه مفيده فايدهء اخلاف نكته آگاه و كاشف حقايق احوال و افعال و افكار و اطوار اين دو پادشاه قاهر و جبّار باشد كه هر دو علاوه بر اراقهء دماء ناحق يك كرور اسلام ، تخم فساد و عداوت و عدم اتّحاد و نكبت ابدى را به اسم حمايت مذهب و دين در مزارع افئدهء مسلمين كاشته و بدين وسيلت ، قوّت و قدرت اسلاميه را شكسته و كاسته و باعث غلبهء دشمن شده ، خيرى نه از عمر و نه از سلطنت ديده و رفتهاند ، در عالم تاريخ نگذاشته بودند كه معروض عرصهء جلال گردد ؛ جناب جلالت مآب فضائل نصاب ، قدوة المورّخين و سند الجغرافيائيين ، آقاى محمد حسن خان اعتماد السلطنة العلية العاليه - زاد الله اجلاله العالى - كه درين دولت ابد مدّت ، وزير انطباعات و رئيس دار الترجمه خاصّهء همايونى و از اعضاى افتخارى غالب جمعيّات جغرافيائيه معتبر اروپ هستند ، بنا به اشارهء ملوكانه ، اكمال اين نقصان را ، من غير لياقة ، به عهدهء اين چاكر جانفشان بىبضاعت محوّل فرمودند . اگرچه به ملاحظهء بعض نكات ، جمع و تدوين اين اثر از براى اين چاكر سختتر و دشوارتر از نوشتن و گردآوردن هزار مطلب ديگر بود ، ولى بالجاء عبوديت و مأموريت به امر عالى امتثال و اطاعت كرده ، امروز كه روز پنجشنبه هجدهم شهر صيام مغفرت پيام سال هزار و سيصد و هفت هجرى [ 1307 ] است ، از كتب آتية الذكر ، شروع به التقاط و تلفيق و انتقاد و تنميق اين كتاب نمودم و به انقلاب فى الاسلام بين الخواص و العوام « 2 » نامش نهادم .
--> ( 1 ) . محل اسم در نسخهء اصفهان سفيد و به جاى « صاحب النصر و الظفر » ابو المظفر آمده است . ( 2 ) . در نسخهء ملى « انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام » آمده است .