محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

166

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

نوزدهم ايلچى مير حسين بيگ امير چشمگزك پيشكش كشيده دست بوسيد . روز بيستم عبد الكريم افندى زاده از محبس خلاص گرديد . روز بيست و يكم ديوان شد . بشارت مفتوح ساخته شدن قلعهء خرپوت « 1 » را به عرض رسانيدند . و نوشتند كه شاه اسماعيل آذوقهء چهل روز را برداشته ، به سمت سلطانيه حركت نموده است . روز بيست و پنجم ، خبر آوردند كه پادشاه اسپانيا كه از پادشاهان نامدار فرنگ بود ، فوت كرده است و در جايش فراوشه نام پادشاه شده است . روز بيست و ششم ، احمد چلبى قاضى و شاه حسين آقاى كدخداى شهر آمد كه خواسته بودند ، آمدند . روز بيست و هشتم ، هيقل زاده آمد ، دل آورد . چون حضرت خداوندگار در شكار بودند ، مومى اليه به شكارگاه روانه گرديد . روز بيست و نهم ، ديوان شد . مقرر گرديد كه احمد پاشاى صدر اعظم و قاضى عسكر روم ايلى و وزير لشكر آناطولى و طغراكش در ادرنه مانده ، امور مملكت را رؤيت و اجراى عزل و نصب نمايند و شاهزاده هم نظارت به كارهاى ديوان نمايد و پنج هزار مرد نبرد آزما از دليران نامدار از لشكر روم ايلى انتخاب كرده ، به زودى روانهء اردوى همايون نمايند . حكم شد كه در اسلامبول سكبانباشى - اجودانباشى كل - در جاى آقاى ينگىچريان بماند و سه هزار ينگىچرى هم به آن هزار نفر كه پيش از اين به اردو فرستاده شده بودند ، علاوه گردد . و حكمى شرف صدور دريافت كه به همان شرايط كه مقرر گرديده ، با حكومت مجارستان عقد مصالحت نموده شود . وقايع ربيع الاول سنهء 922 در غرّه همين ماه به ترتيب ديوان شد . از براى پادشاه مغرب جواب نوشته ، اجازت به سفيرش دادند و به دريابيگى درياى سفيد حكم شد كه به پادشاه مغرب امداد نمايد و ايلچى مجارستان احضار به ايوان گرديده ، شرايط متاركه نامه را مذاكره نمودند و پاشاها اين خصوص را دو بار به عرض رسانيدند و حكم شد كه عمله در خانه سلطانى به ترتيب عودت نمايند . حكومت جانيك - سينوب - به چيقرقجى باشى داده شد . شاهنجى باشى در جايش چيقرقجى باشى نصب گرديد و حكم شد كه حكومتى به لطفى آقا بدهند و قاپوجى باشى تنها ماند . روز سوم خبر فوت پادشاه مجارستان را آوردند .

--> ( 1 ) . اسم قديم اين شهر كارپرت ؛ يعنى قلعهء سنگ و در كتب تواريخ عرب حصن زياد و مركز ولايت معمورة العزيز است . اين شهر در بالاى كوهى واقع و مسكن بيست و پنج هزار نفس است . جوامع و مساجد عاليه و كتبخانه‌هاى مكمل و منظم دارد . مركز ولايت قصبه معمورة العزيز است كه ارگ حكومت و تلگراف‌خانه و سربازخانه و مريض‌خانه و دار العجزه و كارخانهء حرير بافى بسيار منظم به طور فرنگ ، در دست اهالى اين ولايت ترتيب شده و غالبا صاحب سوادند . تجارت و زراعت اين ولايت اهالى اين مملكت را در حقيقت به درجهء عاليه مدنيت رسانيده است . انتهى