محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

163

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

بودند كه هر روز جاسوس از ايران آمده خبر صحيح مىآورد و غالب جاسوس‌هاى عثمانى ، جاسوس‌هاى شاه اسماعيل بودند كه عثمانيان اينها را به زور زر فريب داده ، با خودشان مع ساخته بودند . با اين جمله اعتماد به صداقت آنها نكرده ، تدابير و حركات مصمّمهء خودشان را از آنها پنهان مىساختند و در عوض اطلاعات صحيحه ، اخبار كاذبه جعل كرده ، شايع مىكردند كه جاسوس‌ها همان اخبار را به دربار صفوى ايصال نمايند . گذشته از جاسوس‌ها ، عثمانيان حكمرانان شيروان و گيلانات و مازندران و نيز انبوهى از اكابر سنيّان ايران را كه غالب آنها ظاهرا قبول مذهب شيعه نموده بودند ، به دست آورده ، اطلاع كامل حاصل مىكردند . سلطان سليم كه در لشكركشى و طرّاحى جنگ يكى از سرداران معروف دنيا بود در سفر چالدران فهميد كه قبل از قهر و تنكيل علاء الدوله ذوالقدر دوست‌نما و دشمن‌منش و استيلاى دياربكر و كردستان و ارمنستان و تأمين خط راه سوق الجيش مستقيما متوجه قلب مملكت دشمن شدن و لشكر هفتصد ميل راه طى كرده را ، سيصد ميل هم در داخلهء مملكت دشمن پيش بردن ، چقدر خطر داشته و خطاى بزرگى بوده كه اختيار نموده است ؛ مجبور به اصلاح خطيئات خود شده ، اول حصون و بلاد واقعه در وادى فرات را از قبيل كماخ و ارزنجان و بايبورد استيلا نموده ، راه تعرّضى خود را به ولايت طربزون از سمت كموشخانه و قره حصار شرقى التصاق كرده تا مرتبه‌اى از آن راه اطمينانى حاصل نمود ، بعد از اتمام آن كار ، على الغفله لشكر به سر علاء الدوله ذوالقدر فرستاده ، قبل از آنكه سلطان مصر خبر دار شود ، امارت ذوالقدريه را طورى پريشان و مضمحل و منقرض ساخت كه احدى از اين ايل هشتاد هزار خانوار نتوانست در جايى جمعيت كرده ، دوباره امارتى تشكيل نمايد و سر علاء الدوله را به سلطان مصر فرستاده ، او را هم تهديد كرد و به اظهار يك شدّت مفسدين را به دست آورده به قتل رسانيد ، و به اين واسطه زمام اطاعت لشكر را در دست گرفته ، كار لشكرى را طورى منظّم ساخت كه روزى محض امتحان ، قشون را دو فرقه نموده ، حكم جنگ با همديگر را داد . كار مشق آتشبازى و گلوله اندازى را انتاج نمود . سرداران ديدند كه جمعى از لشكر به خاك هلاك افتادند ، به هزار مشقت لشكر را از همديگر جدا كردند . عجب اين است كه ابدا اعتنا نكرده ، وضع كشتارى قشون را خنده‌كنان تماشا مىنمود و ادريس تبليسى [ بدليسى ] صاحب تاريخ هشت بهشت كه در سابق يكى از رجال با اعتبار دولت بايندريه و در ميان عشاير و قبايل اكراد معروف و محترم بود با فرامين امتياز و خلع و نقود به كردستان فرستاده ، رؤساى بيست و پنج عشيرت اكراد زيلى و ميلى و غيره از قوم قيرمانج را داخل دائرهء تبعيت و حمايت عثمانى نمود و مصطفى پاشا حاكم طربزون را به دفع نورعلى روملو مأمور كرده ، در چشمگزك او را با همراهانش مقتول گردانيد . و لشكر فرستاده از ولايت قديمه ايران غالب بلاد را به خصوص شهر شهير قره آمد را كه