محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
147
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
قمع اصحاب عصيان و طغيان اشتغال نمود و به هيچ وجه از آن جانب امكان مخالفت و احتمال منازعت ملحوظ و متصوّر نبود ، بلكه هميشه احياى مراسم محبّت موروثى صميمى و اعلاى معالم صداقت ، يقينى قديمى فى ما بين اولاد امجاد سلطنت نژاد حضرت فردوس مكان ، نسبت اين محب را از حضرت خلافت مرتبت ظهور مىيافت و اشعه لمعات نيز اختصاص و اتحاد در مجابى خواطر و مراياى ضماير از ايشان مىتافت . [ مكمون ضمير ] « 1 » مكنون خواطر تصوير معانى آن بود كه هرگاه كه در امور سلطنت و مهام مملكت به ميامن معدلت و نصفت آن حضرت اتساق و انتظام يابد ، تسديد اين معانى و تشييد اين مبانى به موجب فرمودهء « محبّة الآباء قرابة الأبناء » به نوعى ثبوت و تحقق پذيرد كه در وقايع ملكيه و مليه و حوادث دينيه و دنيويه از جانبين وظايف موافقت امداد و لوازم مرافقت اسعاد به ظهور برسد ؛ فكيف كه مظنهء تعرّض و مداخلت و تصور تعصّب و مجادلت اما به محبان عجب از اعتقاد آن است كه منشأ نشأت خلاف غير افساد ارباب فتنه و فساد و ايقاع اصحاب اغراض و عناد نبوده ، از اقاويل كاذبهء باطله و اباطيل لا طائله جمعى غرضناك بىباك آئينهء خاطر بىعيب را كه مطرح انوار غيب است ، مكدّر ساخته باشند و ضمير منير را از انعكاس صور معانى صفا و وفاى ارثى و انسانى « 2 » پرداخته و معذلك همچنان از جبلت كريمه و محبّت قديمه تعجب تام روى نمود كه با وجود تأسيس قواعد آن مشيّدة الاركان و ترصيف آن مقاعد مستحكمة البنيان ، تأثير اقوال تغيير احوال تواند بود . بناء عليه ، هر چند از اكناف اخبار توجه ايشان بدين بلاد آثار خلاف مقتضيات محبّت و و داد مىرسيد ، قطعا رابطهء اعتماد ننموده به سمع قبول مسموع نمىشد . و شاهد عدل اين كلام صدق آن كه در آن هنگام چنانچه به مسامع عليّه رسيده باشد ، احضار عساكر اطراف نكرده ، بعد از تيقن آن اخبار با مخصوصى چند از ملازمان ركاب و معدودى از مردم حدود دياربكر ، وقت الضروره به صوب مقابله استقبال نمود و حسب المقدور « 3 » آنچه مرقوم صفايح [ صحايف ] غيب بود ، بر لوايح عالم شهادت پرتو انداخت و چون استنشاق نسايم صلاح و استرواح روايح اصلاح ، حين معاودت از رياض احوال ايشان نموده ، همگى همّت و جملگى نهمت به امنيت بلاد و فراغ عباد مصروف و منعطف بود . و حمايت حدود اسلام مخزون خزينهء همّت و مكنون گنجينهء طويّت بود ، مخالفت سلاطين ديندار موجب اختلال مبانى « 4 » دين و ايمان و سبب جرأت و جسارت اهل كفر و عصيان مىشود . هر آينه به مقتضاى حقيقت مؤداى « من سبق بين الاخوين بالصّلح فهو أسبق بدخول الجنّة » رعاية لحقوق الاخوّة و وثوق المحبّة به اهداء آثار موافقت و اشعار شعار مصادقت مسابقت نموده و مضمون سعادت رهنمون آيهء كريمهء [ وَ الصُّلْحُ ]
--> ( 1 ) . از متن نوايى . ( 2 ) . در متن نوايى : اتساقى . ( 3 ) . در متن نوايى : مقدّر ( 4 ) . در متن نوايى : معانى .