محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
143
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
در بيان وقايع شهر رمضان المبارك سنه 921 روز پنجم ماه مذكور ديوان شد . چون هرسكزاده به جهت درد پا مدتى بود به ديوان نمىتوانست بيايد ، امروز محض اهميت مذاكره و مشاوره ، استر سوار به دربار آمدند . و حكومت ولايت بوسنه به مصطفى پاشاى معزول از وزارت داده شد . و از براى مشورت كارهاى مجارستان ، يونس پاشا حاكم آن مملكت ، به دربار احضار گرديد و در ديوان ، بعد المشاوره قرار داده شد كه با مجارستان متاركه شود . روز يازدهم ، وزير شاهزاده خبر آورد كه خداى تعالى عزّ و جلّ پسرى از براى شاهزاده سليمان شاه عطا فرمود . چون اسم وزير مراد بود بعد الاستخاره مقرر گرديد كه شاهزادهء نوزاد را تيمّنا سلطان مراد بنامند . روز دوازدهم مولانا نور الدين به ادرنه آمد . روز سيزدهم ديوان شد . اما سنان پاشا نيامد . مبارك گراى فرزند خان قريم و قپچاق به ديوان آمده ، دست بوسيد . چون محل تيول رمضان اوغلى معين گرديد ، احضار به ديوان شد و خلعت پوشيده دست بوسيد و از جانب دولت از براى تبريك و تهنيت شاهزادهء نوزاد ، نامه به شاهزاده سليمان شاه تحرير و ارسال گرديد . روز چهاردهم [ رمضان 921 ] ديوان شد ؛ اما ديوانيان درك شرف حضور ننمودند . در همين روز ، از حاكم طربزون و سردار شرق ، چاپار آمده ، با عريضه ، سرهاى مقطوع حمزه سلطان و مراد سلطان را كه از خلفاى اردبيل اوغلى - شاه اسماعيل - بودند و دو هزار بينى بريده قزلباش را آورد و از مضمون عريضه معلوم شد كه اردوى همايون ، از راه حميد به دياربكر رفته قلعهء آمد را فتح كردهاند و على بيگ شهسوار اوغلى در اين جنگ هم آنچه لازمهء دليرى و مردانگى او بوده ، به جا آورده است . توضيح احسن التواريخ « 1 » در سوانح سال نهصد و بيست و يك « 2 » مىنگارد كه : در آن اوانى كه خاقان اسكندر شأن حكومت دياربكر را به قرهخان استاجلو رجوع نمود ، خان در ماردين قرار گرفته ، زمام مهام را در قبضهء اقتدار احمد چلبى نهاد و احمد چلبى مال و جهات آمد را به قرهخان نداد . خان قصد او نمود و احمد چلبى بر اين معنى اطلاع يافت و چنان كه بيوفايى ، لازمهء ذات او بود ، قاصد نزد بيغلو چاوش - محمد پاشاى بيگلربيگى - فرستاد و عرضه داشت كرد كه مناسب چنان مىنمايد كه به سرعت هر چه تمامتر خود را به اين ديار اندازى تا آنچه مطلوب تو است حاصل گردد . چون به حوالى شهر رسيد ، احمد چلبى وى را استقبال نمود و مفاتيح قلعه را به وى سپرده و بيغلو چاوش در آمده ، متمكن گرديد . « 3 » انتهى .
--> ( 1 ) . در اصل به اشتباه : روضة الصفويه . ( 2 ) . اين مطالب در احسن التواريخ ، در ذيل رخدادهاى سال 922 آمده است . ( 3 ) . احسن التواريخ ، ص 204