محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
141
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
مذكور حضرت خداوندگار را استقبال كرده ، لوازم رسم تعظيم و اجلال را به جاى آوردند . و حضرت خداوندگار نيز به عمارت سلطنتى تشريف برده ، بار عام دادند . روز دهم فرمان شد كه چشمهء موسوم به مماق پيكارى را كه خراب شده بود ، مجددا بسازند و حكم شد كه صد هزار آقچه ؛ يعنى هزار و ششصد و شصت تومان حاليه به طور اعانه ، به فقراى اهالى طربزون كه خانههاى آنها سوخته بود ، داده شود . و سى هزار آقجه ؛ يعنى چهار صد و نود و هشت تومان نيز به علما و مشايخ و سادات ادرنه مرحمت گرديد . روز دوازدهم ، هرسك زاده شكاركنان از راه مرعش بدون تشريفات ، تشريف آوردند . چون سنان پاشا و پيرى پاشا و امرا و آقايان ، به گمان اينكه صدر اعظم از راه جزيره خواهد آمد ، از براى استقبال به آن طرف رفته بودند ، بىنيل مقصود برگشته ، به شهر آمدند ، اما در اين بين مستقلبين هم اسب دوانى كردند . روز چهاردهم ديوان شد . هرسك زاده با فرزندان خويش آمده ، دست بوسيدند . پيشكش اينها پنج اسب ، پنج قاطر ، ده شتر ، نه تنگ شربت از طلا ، و نه سينى طلا و چند صندوق قابهاى چينى و نه نه از انواع پارچههاى زرى و ساير اسباب گرانبها بود . بعد فرمان شد ، در ديوان بر مسند صدارت عظمى نشسته ، مشغول به اجراى احكام شدند و بنا به رسم معمول حكمران افلاق - و الاخييا - از براى دست بوسى به شهر آمد . مهمان دولت گرديد و عريضهاى از جانب حاكم ملاطيه آمد ؛ احوال اردبيل اوغلى را نوشته و اظهار داشته بود كه ديو سلطان روملو كه در خراسان بود ، آمده ، صد هزار دينار طلا به شاه داد و بىصاحبى خراسان را بيان كرد و شاه نيز پسرش طهماسب را به للگى امير خان تركمان فرمانفرماى خراسان نصب كرده ، از سر حد سمنان تا كنار رود جيحون به او داد و چيان سلطان و يوسف تكهلو و قزاق سلطان را نيز به سردارى شش هزار سوار به سمت بدليس فرستاده و از وهم لشكر عثمانى ، حكومت چشمگزك را به يوسف تكهلو و حكومت عربگير را به قزاق سلطان سپرد . اهالى شهر آمده ، از تعديات قرهخان حاكم ولايت دياربكر بستوه آمده ، سه نفر از علما به نزد شاه فرستاده ، شكايت از حاكم كرده ، استدعا نمودند كه عزل كنند . ولى چون اهالى آن مملكت سنّى هستند ، اعتناى به تظلم و استدعاى اهالى آن ولايت نگرديد .
--> سربازخانههاى مكمّل و متين از براى قشلاقى صد هزار نفر ، توپخانه ، مريضخانههاى دولتى و ملّتى ، دارالفنونها و مدارس درجه دوم و سوم دولتى و ملتى ، تلگرافخانه ، اصلاحخانه ، كارخانجات ماهوتبافى و ساير منسوجات و عمارات خوش وضع و مواقف راهآهن و باغات منظم ، رونق ده اين شهر است . در سال 1284 اين شهر را به يك رشته راه آهن ربط به اسلامبول نمودند . مقدار سكنه اين شهر را صد و بيست هزار نفس شمردهاند . در سال 1361 م - 763 ه . لالاشاهين پاشا ، وزير مراد اول ، به حيله فتح نموده ضميمهء ممالك عثمانى كرد . انتهى