محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
133
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
شاء الله تعالى عودت و رجعت همايون ما را به صوب تخت بخت قسطنطنيه عن قريب منعطف و منصرف بدانيد و از براى اعلام اين بشارت بهيّه و نصرت سنيّه از بندگان ما قدوة الا ماجد و الأهالى بالى چاشنگير - خوانسالار - زيد مجده ارسال گرديد . بايد كه در هنگام وصول اين مثال شكر الهى را به انواع مسرّت و بهجت ادا نموده ، اين فتحنامه را على رؤس الاشهاد ، بدهيد بخوانند و ابواب سرور و شادمانى را به روى عامّه خلق گشوده و به ادعيه ، ازدياد قدر و جاه ما اشتغال نمايند . تحريرا فى اواسط جمادى الاولى سنه احدى و عشرين و تسعمائه بمدينة قيصريّه . مختصر : در آن هنگام لشكر ظفر پيكر سلطانى بعض نواحى و قصبات و حصون و قلاع تابعه به ولايت دياربكر [ را ] بعناية الله الملك العالى فتح كردند . بعده ، عنان عزيمت شاهانه را به جانب اسلامبول مصروف گردانيده ، به استعجال روانه شدند . در روز چهارشنبه بيست و نهم ماه جمادى الاولى ، در وقت چاشت از چمن تكفور به ديل آمده از ديل به قايق بوستان نشستند . سنان پاشاى صدر اعظم نيز در يك قايق و پيرى پاشا و نشانجى - منشى حضور - و رئيس الكتاب - وزير امور خارجه - در يك قايق و عملهء خلوت هم در قايق على حده نشسته ، از دريا عبور نمودند و قبل از وقت عصر ، باليمن و الاقبال قدم به ساحل گزارده از دروازه باغچه قاپوسى وارد عمارت سلطنت شده ، بالعزّ و الاجلال بر تخت فيروز بخت عثمانى جلوس فرمودند . وقايع شهر جمادى الآخره تا روز يازدهم اين ماه ديوان نشد . اما در اين روزها ، حضرت خداوندگار به عزم تفريح صحرا و دريا ، گاه اسب سوار شده ، و گاهى هم در كشتى نشسته ، از اسلامبول بيرون مىآمدند . در روز يازدهم ديوان شد . آقاى ينگىچريان و پاشايان و قاضيان عسكر و ساير صاحبان ديوان ، به ترتيب معمول و قديم ، داخل اطلاق عرض شده ، با حضرت خداوندگار ملاقات نمودند . امروز از دياربكر با هزار بينى بريده ، سر نورعلى خليفهء روملو از سرداران شاه اسماعيل را كه مصطفى پاشا حاكم طربزون در حوالى چمشگزك در جاى تنگى به چنگ آورده و از لشكرش هزار نفر و خود او را كشته بود ، آوردند . استطراد : مؤلف تاريخ احسن التواريخ « 1 » در ميان سوانح امسال مىنگارد كه : مصطفى پاشا كه از قبل سلطان سليم حاكم طربزون بود ، با لشكر بسيار روميان خونخوار متوجه ارزنجان گرديد . چون نورعلى خليفه روملو از توجه او مطلع گرديد ، به اتفاق محمد بيگ ابقوت اوغلى رايت نهضت بدان جانب افراخت و عساكر نصرت يزك در حوالى
--> ( 1 ) . در اصل : روضة الصفويه .