محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
122
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
و روز چهاردهم اجازت به تمامى لشكر داده شد كه زمستان را در ولايت انقره - انكورى « 1 » - قشلامشى كرده ، اول بهار حاضر سفر باشند . روز پانزدهم ايلچى قزلباش را به ديوان طلبيده ، جواب آتى را از جانب سلطان به سفير ابلاغ نمودند : به صوفى اوغلى بنويسيد كه حضرت خداوندگار مىگويد : زنش را به فتواى علماى اهل سنت به شوهر دادم تا بداند كه زنان مسلمين را در حضور شوهرشان به كام قزلباشان دادن چه تأثيرى دارد . آن روزها كه بنا به اغواى ملّاهاى بىدين و دنياپرست ، علما و اعيان سنيان ايران را زنده زنده به آتش مىانداخت و باكرههاى مسلمين را مثل اسراى كفّار حربى ، محل اطفاى آتش شهوت خود قرار مىداد و امردانشان را مجبور به خدمت سقايت شراب و ملوط الواط و اجلاف مىكرد ، آيا نمىدانست كه منتقم حقيقى انتقام خواهد كشيد ؟ تا عدول از آن مذهب ناحق نكند و آن آخوندهاى بىدين را كه فتوا به جواز و حليّت ضبط املاك و اموال و به سبى اولاد و عيال و اراقهء خون ناحق مسلمين و سب و ازدراء خلفاى ثلاث و ام المؤمنين و ساير اصحاب كرام و تابعين دادهاند به اين درگاه نفرستد و بدعتهايى كه خلاف شرع انور است ، شايع ساخته بود ، ممنوع و مرفوع نسازد ، او را و تابعانش را بدتر و كمتر از كافر حربى مىشناسم . در شريعت غرّا هم مىدانى كه بدون ضرورت مصالحه با كافر حربى حرام است . ان شاء الله الرحمن باز در اول بهار در وسط مملكتش با او ملاقى شده ، بار دوم هم بخت همديگر را تجربه خواهيم نمود ! انتهى . روز هجدهم ايلچى قزلباش حبس گرديد . « 2 » وقايع ماه ذى قعدة الشريفه سنهء 920 روز سوم ماه مذكور ، دوقهگين زاده صدر اعظم گرديد و اسكندر پاشاى وزير درياى سفيد وزير دربار نصب شد و حضرت خداوندگار در آماسيه قشلامشى فرموده مشغول به عدل و داد و نظم و نسق امور مملكت و تهيه لوازم سفريه و مهمات حربيّه شدند . از اطراف سفرا آمدند . من جمله سفير عبيدخان برادرزادهء شيبكخان اوزبيك موسوم به خورشيد بهادر بود كه به همراهى محمدبيگ كه پيش از اين ، از جانب سلطان به سفارت توران رفته بود و نامهاى كه سفير مشار اليه آورده بود . عبيد خان در اين نامه ، غلبهء خود را به نجم ثانى اشارت و كشيدن انتقام عمّ را بشارت كرده بود . چون وقعهء نجم ثانى سبب انتباه و عبرت و باعث ايقاظ صاحبان دقّت است ، لازم دانسته شد كه قبل از تحرير صورت نامهء عبيدخان به طور خلاصه ، احوال نجم ثانى و جنگ و انهزام و مقتولى او به انظار مطالعه كنندگان با دقت رسانيده شود .
--> ( 1 ) . آنكاراى امروزين . ( 2 ) . در بارهء شرح حال اين سفير ، بنگريد : نوايى ، شاه اسماعيل ، ص 231 .