محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
117
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
بود ، ضبط و اغتنام كرد و محض تدارك لوازم اردو ، تبريز را رأس الحركات و مركز دار الحرب قرار داد و از اين ترتيبات مقصود سلطان اين بود كه زمستان را در تبريز قشلامشى نموده ، به استمالت يا به ارائه شدّت تمام ، اهالى آذربايجان را داخل دائرهء اتفاقش نموده ، در حلول وقت بهار ، اقدام به ضبط ساير بلاد ايران نمايد . اما دو فقره عمده مانع به اجراى آمال سلطان گشت : [ دلايل بازگشت فورى سپاه عثمانى از ايران ] اول فقدان ارزاق و عليق بود ؛ زيرا ايرانيان ، تمام آبادىها را و انبارها را سوخته ، هر نوع اسباب زندگانى را محو و نابود ساخته بودند . اعلى حضرت سلطان چارهء اين مانعه را يافت و مقرر گرديد كه جنس را از گرجستان و كردستان ابتياع نمايند و اين صورت ممكن بود ؛ زيرا مردم نقد را كه مىديدند از گلوى اولاد و عيالشان بريده ، مىفروختند . به خصوص اهالى آذربايجان كه از براى تحصيل دينارى ، متحمل انواع مشاق و محن مىشوند . دوم قشون ميل جنگ با ايرانيان نداشتند و مىخواستند كه مراجعت به روم نمايند و هر چه سلطان از وزرا و امراى اردو ، سبب بىميلى قشون را پرسيد ؛ از ترسشان نتوانستند حقيقت حال را به عرض برسانند . سلطان را وادار به ترتيب بار عام كردند كه سبب بىميلى لشكر را در ديوان از آنها بپرسند . روز بيستم به بار عام خبر دادند . تمام لشكر در دامنهء كوه سهند ، چهار صف كشيده ، هر صنف على الترتيب در جاى خود ايستادند . محض دلگرمى آنها مواجب بشن ، يعنى مواجب سه ماهه مخصوص به رجب و شعبان و رمضان داده شد . لشكر وجه را گرفته ، اما به سمت چوربا - آش - نرفتند . اعلى حضرت سلطان آقاى ينگىچريان را طلبيد . او هم بعد از به جا آوردن رسم معمول زمين بوسيده ، در جلو تخت دست بر سينه ايستاد . سلطان فرمود كه ، اين اوغلانها چرا آش نبردند ؟ مواجب بود ، قبل از رسيدن زمان قسط دادم . انعام فتح بود ، دو مقابل گرفتند ؟ از غنايم قسمتشان داده شد . ديگر چه مىخواهند ؟ قشون متحدا به زبان آمده ، عرض كردند كه جز سلامتى وجود اقدس همايون مطلبى نيست . اين سئوال و جواب سه بار تكرار گرديد ؛ بار چهارم عرض كردند كه ، استدعاى ما اين است كه اعلى حضرت سلطانى اكتفا به اين فتح عظيم نموده ، مراجعت به مرز و بوم روم فرمايند . امر امر حضرت شاهنشاهى است . سبب اين استدعا را پرسيدند ، عرض كردند كه ، با عريضهء اسباب مانعه ، معروض اعلى حضرت ظلّ اللهى خواهد گرديد . سلطان فرمود كه هرگاه اسباب مانعه معقول باشد ، مىپذيرم ! بنا به اين وعدهء سلطان ، لشكر عثمانى متوجّه سمت ديگها شده ، آشها را گرفته ، به طرف چادرهايشان روانه شدند .