محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
115
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
جانب تبريز گردانيد . رجاء واثق است كه اين فتح اعظم را حضرت حق جلّ و علا ، مقدمهء فتوحات كلّيّه مقرّر فرموده ، عن قريب سر آن بىدين را ، يا خود او را ، دست بسته ، باز و شكسته ، به پايهء سرير عالم مصير من بياورند . چون اين فتح جليل القدر ، ان شاء الله تعالى ، از براى عامّهء ملك و ملت عموما و از براى دين و دولت خصوصا بشارت كبير و از قبل حق عنايت خطير بود ، به جانب جناب مكرمت مآب شما انها گرديد . لازم است كه دفع اين بليّه عامّه را از حضرت عزّت - عزّت آلاوه - موهبت عظيمه دانسته ، در وصول اين فتحنامه بفرمايند ، بر منابر جوامع قرائت نمايند كه وضيع و رفيع ، صغير و كبير ، لبيب و غبى ، غنى و فقير ، حمد نامحدود و شكر نامعدود به درگاه حق سبحانه و تعالى ايصال كرده ، از جان و دل به دعاى دوام دولت و ثبات حشمت ما اشتغال نمايند . تحريرا فى اوايل شهر رجب المرجب سنهء عشرين و تسعمائه به يورت خوى . * * * مختصر : روز نهم ماه رجب به سردارى پانصد نفر ينگىچرى ، جناب پيرى پاشا به همراهى دوقه كين اوغلى به تبريز فرستاده شد كه اين شهر را ضبط و حراست و حفظ و حمايت نموده ، هر قزلباشى را كه در آن شهر به دست بياورند ، به قتل رسانيده ، اموالشان را به مصادره ، ضبط ديوان نمايند . روز دهم فرهاد آقاى مير علم و محمد بيگ قاپوچى باشى و سنان آقا ، هر يكى به حكومتى نامزد شده ، رفتند . فرهاد آقا كه قاپوچى كوچك بود ، بعد ملقب به لقب پاشايى گرديده ، مير علم - ميرآخور كوچك - شد . قاپوچى باشى آقاى اوغلانهاى سپاهى و قراچين اوغلى كدخداى تفنگداران تفنگدارباشى و على بوستانچى كدخداى تفنگداران منصوب گرديدند . حاجى رستم نامى از امراى قزلباش ، به همراهى پنجاه سوار به اسم التجا به اردوى همايون آمد . چون احوال او و رفقايش مجهول بود ، حبس گرديدند . در روز يازدهم حسام بيگ ، كه امروز خوانسالار است ، آن روز وزير دفتر روم ايلى بود . كدخداى روم ايلى و نعمان بيگ ، به جاى او وزير نصب گرديد . در روز دوازدهم ، چون معلوم شد كه شاه اسماعيل حاجى رستم را از براى قصد سلطان به اسم التجا به اردو فرستاده ، لهذا حاجى رستم را با اعوان او به قتل رسانيدند . در روز پانزدهم ، خالد بيگ نامى از امراى قزلباش به همراهى صد و پنجاه نفر به ديوان آمده ، صورت اطاعت نمايان كردند . چون آنها نيز مأمور به اجراى مأموريت حاجى رستم بودند ، در هنگام ضيافت در ديوانخانه و بر سر سفره همگى دستگير و كشته گشتند . توضيح : صاحب حقيقة التواريخ مىگويد كه چون شاه اسماعيل انهزام يافت ، بعد از تفكر ، خواست كه ننگ اين شكست را به طور ديگر از خود بر دارد . قرار گذاشت كه از افراد و امراى