ابو الفضل مبارك

مقدمه 27

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي )

گرانقدرى را كه خداى تعالى در حق وى ارزانى داشته است ، ذكر مىكند : نخست ، نعمتى كه در خود يافت نژاد بزرگ بود ، بو كه تردامنى اين كس را به پاكى نياكان چاره شود و گزين مداواى علاج شورش درونى آيد ؛ دويم ، سعادت روزگار و ايمنى زمان ؛ سوم ، طالع مسعود كه مرا در چنين روزگار از مشيمهء تقدير برآورد و ظلال قدسى سلطنت بر من اوفتاد ؛ چهارم ، شرايف الطرفين ؛ پنجم ، سلامتى اعضا و اعتدال قوى و تناسب آن ؛ ششم ، امتداد ملازمت اين دو گرامى ذات قدسى [ اكبر شاه و پدر مؤلّف ] ؛ هفتم ، بسيارى صحّت و نوشداروى تندرستى ؛ هشتم ، منزلت شايسته ؛ نهم ، بىغمى از روزى و خرسندى به حال ؛ دهم ، شوق روزافزون رضاجوئى والدين ؛ يازدهم ، عاطفت پدر بيش از حوصلهء روزگار ، دوازدهم ، نيازمندى درگاه ايزدى ؛ سيزدهم ، دريوزهء زاويه‌نشينان حق گزين ؛ چهاردهم ، توفيق بر دوام ؛ پانزدهم ، فراهم آمدن كتب در اقسام علوم بىمذلّت خواهش ؛ شانزدهم ، تحريض نمودن پدر بر شناسايى و مرا به خيالات پريشان نگذاشتن ؛ هفدهم ، همنشينان سعادت‌افزا ؛ هيجدهم ، عشق صورى كه مرا رهبر منزلگاه كمال آمد ، نوزدهم ، ملازمت كيهان خديو كه ولادتى ديگر بود ؛ بيستم ، برآمدن از رعونت به ميامن ملازمت گيتى « 1 » خداوند ؛ بيست و يكم ، رسيدن به صلح كلّ به بركات التفات قدسى ؛ بيست و دويم ، ارادت خديو خداگاهان ؛ بيست و سيم ، برگرفتن و اعتبار بخشودن اورنگ‌نشين فرهنگ‌آراى بىسفارش ديگران ؛ بيست و چهارم ، برادران دانش‌آموز سعادت گزين « 2 » ؛ بيست و پنجم ، پيوند كدخدايى به خاندان آزرم شد ؛ بيست و ششم ، گرامى فرزند سعادت‌افزا روزى گشت ؛ « 3 » بيست و هفتم ، ديدار نبيره ؛ بيست و هشتم ، دوستى مطالعهء كتاب اخلاق ؛ بيست و نهم ، آگهى يافتن از نفس ناطقه ؛ سىام ، از پارسا گوهرى شكوه بزرگان صورت مرا از گفتار حقّ باز

--> ( 1 ) . در صفحات آتى در اين خصوص توضيح داده خواهد شد . ( 2 ) . شيخ ابو الفضل هفت برادر داشته است كه مشخصات آنها بعدا عرضه خواهد شد ، ر . ك : جدول شجرهء خاندان شيخ مبارك . ( 3 ) . نام وى عبد الرحمن بود كه شب دوشنبه دوازدهم شعبان سال 979 متولّد شد .