ابو الفضل مبارك

مقدمه 24

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي )

خويش بدين امر روى مىكند : « ناگزير رضاى او را بر خواهش خويش مقدّم داشتم . و چون خاطر گنجينه‌دار معنى من از متاع دنيا تهيدست بود براى پيشكش درگاه و الا آية الكرسى را تفسيرى نوشتم و در اين زمان [ اوايل نوزدهمين سال سلطنت و اواخر سال 981 هجرى كه از دار الخلافهء فتحپور وارد آگره شده بود تا پس از سروسامان دادن لشكر جهت تسخير « ديار شرقى » به طرف قلعهء پتنه برود ] سعادت كورنش يافتم و آن مكاشفه را عذر تهيدستى خود گردانيدم . » ولى در اين سفر به دليل اينكه « . . . عاكفان آستانهء عزّت را از افزونى اشغال سلطنت فرصت پرداختن با گمنامان كنج خمول نبود » شيخ مبارك از همراهى اكبر شاه بازماند و پس از فتح بلاد شرقى در دار الخلافهء فتحپور به « سعادت آستان بوسى » رسيد . ملاقات دوّم شيخ با اكبر شاه - كه به قول خود مؤلّف « ولادت ثانى جلوهء ظهور داد » در دار الخلافهء فتحپور اتّفاق مىافتد . جريان اين ملاقات بدين صورت بوده كه گويا در 982 ق . كه اكبر شاه پس از نصرت بر داود و تصرّف بنگاله جهت زيارت قبر شيخ معين الدّين چشتى - معينيّه - به اجمير رفته بود و « . . . مكرّر در آن بزم دانش اين شوريدهء شورستان هستى را ياد كردند . . . » مؤلّف نيز كه تمام فكر و ذكرش رسيدن به « موكب مقدّس شاهنشاهى » بود و در اين مورد مكرّر با پدر خويش مشورت مىكرد ، پس از شنيدن خبر فتح بنگاله و اظهار الطاف شاهنشاهى نسبت به خويش ، باز « به خلوتكدهء پدر بزرگوار رفته از آنچه نموده بودند به عرض رسانيد » ، پدر پس از شنيدن اين اخبار ، بشارتها نموده ، در نتيجه آرزوى ملازمت در سويداى دل افزود و فاتحهء سورهء فتح را تفسير تسويد نموده آن را تحفهء مجلس مقدّس گردانيد » و با اين تحفه در مسجد جامع دار الخلافهء فتحپور « از دور به دولت كورنش نورپذير » مىگردد و به حضور اكبر شاه مىرسد .