محمدتقى نورى
48
اشرف التواريخ ( فارسي )
افتاده ، با گروه انبوه قزوين را محاصره داده ، « 1 » به نيّت [ به ] دست آوردن كوچ خويش و ساير كرديان آذربايجان « 2 » كه در قزوين بودند ، در بلا را به روى خود « 3 » گشاده ، عنانگشا و سپهآرا گشت . آرى « 4 » : هرسرى شايستهء تاج و بزرگى كى بود * گر نسازى با قضا سر در سر سودا كنى همچنانكه صادق خان « 5 » از روى خامكارى و تبه روزگارى به رهنمايى جنون و اختر وارون به سوداى فاسد افتاد و به داعيهء اين امر خطير بر وسادهء عزّت راست ننشسته ، بلكه بر مسند سرورى پا ننهاده ، دوروزه تك و دو و محض اظهار سر و مال و اندوختهء چندين ساله را درباخت و به آرزوى افسر و اميد ديهيم خشت را تاج و خاك را بالين ساخت . « 6 » با ولىنعمت ار بيرون آيى * گر سپهرى كه سرنگون آيى در حسنآباد قزوين بساط مكاشفت « 7 » را با لشكر مريخ مهابت خسروانى « 8 » بسط داده ، جنگى در پيوست كه بهرام خونآشام از بيم تيغ مبارزان سر در زير معجر زهره « 9 » برد و زحل خونريز « 10 » از هراس حسام كالبد نيام دلاوران تن در پناه مشترى « 11 » آورد : دهاده خروش آمد و داروگير * هوا دُمّ كركس شد از پر تير تو گفتى زمين موج خواهد زدن * وز او موج بر اوج خواهد زدن « 12 »
--> ( 1 ) . مج : پادشاه سعيد شهيد - انار اللّه برهانه - اسباب سلطنت عاريتى به رايگانى دست آورده و به هوس افسرطلبى در كشمكش ملكگيرى و سوداى فاسد جهاندارى افتاده و با گروهى انبوه و عرمرم رجاله به هواى زيادهسرى قزوين را محاصره داده . ( 2 ) . مج : كرديان عظماى آذربايجان . ( 3 ) . مج : در بلا و ابواب هزارگونه رنج و عنا را بر چهره حال خود . ( 4 ) . مج : « آرى » ندارد . ( 5 ) . ملك : صادق خان شقاقى . ( 6 ) . مج : به داعيهء فساد افتاده و پا در وادى عناد و شقاق نهاده ، به ادعاى اين امر خطير بر وسادهء كامرانى با آنهمه آرزو راست ننشسته ، بلكه بر مسند سرورى هنوز قدم ننهاده ، به دوروزه تك و دوى بى جا به محض اظهار مدعا بىمحابا سر و مال و اندوختهء چندينساله را درباخت و به آرزوى افسر و اميد ديهيم و كشور خشت را از خشت طبع زيادهطلب تاج و خاك را با دل صد چاك بالين ساخت . آرى . ( 7 ) . مج : با آن طبيعت خشن و آن احسن خلايق بساط مكاشف و مكاوحت . ( 8 ) . مج : خسروانى و عسكر بهرام صولت سلطانى . ( 9 ) . مج : ناهيد . ( 10 ) . مج : زحل شديد البطش . ( 11 ) . مج : در پناه چادر مشترى . ( 12 ) . مج : ز خون موج بر اوج خواهد زدن .