محمدتقى نورى
45
اشرف التواريخ ( فارسي )
زمان در گريه شد از سوگ آن چون ابر در بهمن * زمين در خنده شد از سور اين چون باغ در نيسان به گردون رفت روح جم چو جسم عيسى مريم * به گيتى تافت چتر كى چو دست موسى عمران روان آن به اوج چرخ چون پرتوفكن بيضا * سنان اين به دشت رزم چون آتشفشان ثعبان اگر شاهى سخاپرور چو جان رفتست ازين كشور * ز سلطانى كرم گستر به جسم عالم آمد جان گر آن را بحر جود آمد چو بحر فكر بىساحل * مراين را دشت احسان شد چو دشت وهم بىپايان شهنشاه كهن چون كرد ميل سدره و طوبى * جهاندار جوان آراست صدر مسند و ايوان ز گرز آن كمر گر شد به فرق سروران مغفر * ز تيغ اين قبا آمد به جسم پردلان خفتان به جنّت رفت داراى جهاندار جهان داور * به شاهى خواست خاقان فلك مُلك مَلِك دربان ز خاك پاى آن گر شد عبير سنبل حورا * ز گرد رخش اين گرديد كحل نرگس غلمان گر از فرّ فريدونى تهى شد عرصهء عالم * شد از چهر منوچهرى منوّر ساحت كيهان به اعدا باد گرز آن چو فوج عاد را صرصر * به دشمن آب تيغ اين چو قوم نوح را طوفان ( 19 الف ) عنان كى سبك شد سوى نه گردون و هفت اختر * ركاب جم گران شد سوى هفت اقليم و چاراركان