محمدتقى نورى

40

اشرف التواريخ ( فارسي )

به فرّخ‌تر زمان شاه جوانبخت * به دار الملك خود « 1 » شد بر سر تخت روزگار از سر خوش‌دلى جشنى بياراست و جهان و جهانيان به عيش و عشرت برخاست « 2 » ، ابر ، گهربارى آغاز كرد و آسمان ابواب مخازن باز نموده ، جواهر كواكب و اختر نثار بزم همايونش ساخت و ناهيد رامشگر در پرده طرب به رسم تهنيت به اين قانون چنگ مىنواخت « 3 » : مثنوى لمؤلفه : « 4 » سزاوار « 5 » شاهى كيهان تويى * گزين همه پادشاهان تويى تو شستى به شمشير هندى زمين * به آرام بنشين و رامش گزين كه عالم سراسر به فرمان توست « 6 » * خداوند گيتى نگهبان توست ز فرّ تو آباد گردد جهان * به كام تو گردد بلند آسمان بنه تخت شاهى كه ايوان تو راست * بزن گوى دولت كه ميدان تو راست همايون به تو افسر خسروى * مبارك به تو تاج كيخسروى متابع تو را گردش نه سپهر * مطاوع تو را تير و ناهيد و مهر موافق براى تو راى قضا * مطابق به امر تو حكم خدا قدر چاكرى ز آستانت بود * فلك كمترين بندگانت بود قمر پاسبان سر كوى توست * به كاخت زحل كم ز هندوى توست به درگاهت اى خسرو تاجور * كمين چاكرانند فتح و ظفر كه فرمان برانند و خدمتگزار * سعادت يمين دولت « 7 » اندر يسار بود دايم اى خسرو كامران * ظفر چون يزك در ركابت دوان به فر تو نازان بود تاج و تخت * چو تاجت سرافراز اقبال و بخت جهان از وجود تو گيرد رواج * ببالد « 8 » به تخت تو اورنگ و تاج

--> ( 1 ) . مج : رى . ( 2 ) . متن : برخواست . ( همه‌جا ) ( 3 ) . مج : مىنواخت كه . ( 4 ) . مج : ندارد . ( 5 ) . مج : سردار . ( 6 ) . متن : تست . ( همه‌جا ) ( 7 ) . مج : نصرت . ( 8 ) . مج : بنازد .