محمدتقى نورى
20
اشرف التواريخ ( فارسي )
خانى و سطوت آن حضرت خارخار انديشه و توهّمات زياده از اندازه بنابر هواجس نفسانى و وساوس شيطانى بر دل غدرپرور خود راه داده ، از بيم آسيب آن حضرت ايمن « 1 » نيارست نشست ، تا آنكه به دمدمه و افسون « 2 » آن پادشاه سادهدل برگشته اقبال را با خويشتن « 3 » متّفق نموده ، به دستيارى او كرد آنچه ساخت و دل شقاوت منزل خود را از بيم و هراس آن خديو مغفرت اساس پرداخت بالجمله چون موعد معهود رسيد و بدايت عمر فانى به نهايت انجاميد ، آنهمه استعداد و جاه و ساز و ابّهت و سپاه « 4 » سودى نكرد . از خاك پاك طوس كه گياهش « 5 » به اقتضاى دهر دنى همه ندامت و از هرسر خارش گل ملامت مىرويد « 6 » و از هر شجرى شكوفهء حسرت و از هربوتهاش « 7 » غنچهء افسوس مىدمد « 8 » ، از بىوفايى و خامكارى شاه صفوى نژاد « 9 » جام شهادت از ساقى « 10 » ستم [ شعار ] پادشاه قهّار ، نادر شاه افشار ، چشيده ، سرخ رو به جانب « 11 » جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ * ( 11 ) خراميد . در مزار فايض الانوار خواجه ربيع از درگاه سمت قبله ، طرف چپ ، راست خوابيد « 12 » و از كشمكش دنياى دون و سپهر بوقلمون آراميد . ( 12 ) دريغا كه از خنجر آبگون * تن شاهوارش شده غرق خون « 13 » دريغ آن تن و توش و آن زور و فر * دريغ آن كيانى كلاه و كمر كفن گشت آن خسروى جوشنش * دريغا كه شد خاكتيره تنش « 14 »
--> ( 1 ) . مج : از روى دوربينى و عاقبتانديشى به سبب خبث عقيدت و فساد باطن هيچگاه از بيم سطوت خانى و تشويش خباط [ متن : خبات ] توهمات جانى ، على الظاهر مطمئن و خاطرجمع . ( 2 ) . مج : افسون نزديكان . ( 3 ) . مج : سادهدل بختنگون اختر وارون را با خويش . ( 4 ) . مج : دستگاه . ( 5 ) . مج : كه هربوته گياهش . ( 6 ) . مج : مىدمد . ( 7 ) . مج : گلبنى . ( 8 ) . مج : سر مىزند . ( 9 ) . مج : صفوىنژاد برگشتهبخت . ( 10 ) . مج : ساقى بىمهر . ( 11 ) . مج : جانب آرامگاه . ( 12 ) . مج : چپ به صدق يقين در كنار حور العين راست خوابيد . ( 13 ) . مج : بعد از اين بيت : دريغا كزان ديو بىبيم و باك * قد خسروانيش آمد به خاك ( 14 ) . مج : دو مصرع اين بيت جابهجا است .