محمدتقى نورى

510

اشرف التواريخ ( فارسي )

سقر : دوزخ سقم : بيمار بودن ، نادرست بودن ، ناخوشى ، عدم صحت سقناق : استحكامات سقنان : اختيار سكالى : خصومت ورزيدن سمات : جمع سمت ، علامت‌ها ، نشانىها ، داغ‌ها سنابك : جمع سنبك ، كنار سم ستور سندروس : صمغى زردرنگ سنوخ : پاى بر جاى شدن در علم و جزو آن سنيه : بلندمرتبه سونش : براده ، ريزه‌هاى فلز كه از دم سوهان ريزد ، توپال سويت ، سوى : برابر ، يكسان ، هموار سيبه : ديوارى از چوب و علف دور قلعه و شهر ، چپر ، سور ش شآمت : بدبختى ، نكبت ، شومى شاهنگ : ملكه زنبور عسل شخ : شاخ حيوانات ، شاخه درخت شدكار : شكاف زمين براى زراعت ، شيار زمينى كه در آن براى زراعت شكاف ايجاد كرده باشند . شدّه : نوعى جامه زردوزىشده شرزه : خشمگين ، غضبناك شعبه : در اصطلاح موسيقى معنى نغمه‌اى را دارد كه از نغمه ديگر برآورده شود ، شعبه‌ها 24 تا هستند . شفاه : مشافهه ، گفتگوى روياروى شقاق : دشمنى ، نفاق شكرى : شكار كردن شنار : عار ، ننگ ، رسوايى ، شناورى ، سياحت ، شنا شنغار : پرنده‌اى تيزپر و چابك شنقار شدن : مردن سلاطين شوايب : جمع شايبه ، عيب‌ها ، شك‌ها ، گمان‌ها شيبان : پريشان ، آشفته شيمه : عادت ، خلق‌وخوى ص صبار : بسيار شكيبا ، صبور صبيح الوجه : نيكوكارى صخره صما : سنگ سخت صرصر : طوفان صعود : گنجشك صناديد : بزرگان صوامع : جمع صومعه ، ديرهاى رهبانان ، زاويه‌هاى درويشان ، صوامع ملكوت : عالم ملكوت صهبل : شيهه اسب ض ضرغام : شير درنده ، اسد ، دلاور ، شجاع ضماد : بستن چيزى بر جراحت ، مرحم ضنت : بخل ضياء : نور و روشنايى ضيغم : شير درنده