محمدتقى نورى
500
اشرف التواريخ ( فارسي )
همينشيوه و به شكل ترقبه نوشته شده است . اما ترغبه در متون نيامده است . بههر حال يكى از دهات جاغرق و از مناطق ييلاقى اطراف مشهد است . اعتماد السلطنه ، مرآة البلدان ، ج 3 ، ص 1541 و ج 4 ، ص 1963 . 165 . اسمعيل ميرزا . پسر اول محمّد ولى ميرزا كه مادرش كردشادلو بود . طبق نوشته عضد الدوله بعدها به بغداد رفته ، آنجا توطن گزيد و از سوى دولت عثمانى مقررى دريافت مىكرد . عضد الدوله ، تاريخ عضدى ، ص 137 و 282 . 166 . بولينوك . سردار روس كه نامش در منابع گوناگون دورهء قاجاريه به شكلهاى مختلف ضبط شده است . اكسير التواريخ : بولومك ( ص 109 ) ؛ مآثر سلطانيه : بولگونيك ( ص 183 ) ؛ تاريخ منتظم ناصرى : پولكونيك ( ج 3 ، ص 1542 ) . 167 . در مآثر سلطانيه هنگامى كه اين واقعه بيان مىشود ، يعنى پس از قتل ابراهيم خان و درگيرىهاى نيروهاى ايران و روس نامى از سردار روس بولينوك نمىآيد . دنبلى ، مآثر سلطانيه ، ص 173 . 168 . خاورى و دنبلى نام اين دو سردار را اسمعيل خان دامغانى و امان اللّه خان افشار ذكر كردهاند : خاورى شيرازى ، تاريخ ذو القرنين ، ج 1 ، ص 249 ؛ دنبلى ، مآثر سلطانيه ، ص 178 . 169 . قلعه فث . در مآثر سلطانيه ، محل اختفاى مصطفى خان شيروانى را قلهء كوه فث ذكر كرده است . دنبلى ، مآثر سلطانيه ، ص 178 . 170 . يرانال - ينارال . روسى شده جنرال يا ژنرال صاحب هريك از درجههاى سرتيپ به بالا . يحيى مدرسى و ديگران ، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار ( قشون و نظميه ) ، تهران : دفتر پژوهشهاى فرهنگى ، 1380 ، ص 191 ؛ در متون اين لغت به شكل گنرال ، جنرال و ينارال آمده است ، اما ضبط نسخهء ما به شكل يرانال در جايى نيامده . 171 . منظور همان سليمان پاشاى كهياى بغداد است . كه در نسخه ما به شكل كحيا ضبط شده است . خاورى شيرازى ، تاريخ ذو القرنين ، ج 1 ، ص 254 ؛ هدايت ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 428 .