محمدتقى نورى

14

اشرف التواريخ ( فارسي )

قياس روميان هنگامهء نبرد و عرصهء مكاوحت را گرم داشته ، همواره گوى ظفر « 1 » به چوگان مردى و مردانگى از آنها « 2 » مىربودند و الى حدود روم ، چنانچه در تاريخ عالم‌آرا ( 5 ) مذكور است و مبارزت و بهادرى اين سلسلهء جليله به شرح و بسط مسطور « 3 » ، تركتازى مىنمودند ، بعد ما كه دولت صفوى « 4 » را نظامى پديد آمد و امور ممالك را انتظامى ، شاهقلى بيك ( 6 ) كه در شجاعت و دلاورى سلجوق ثانى و در عقل و خرد و راى صائب و جلادت و بهادرى سبكتكين اول بود و از عظما و امراى « 5 » ايل جليل قاجار ، اميرى سلطان‌نشان و سلطانى تيمورشأن و بس مقتدر و صاحب اعتبار بوده ، ايل و الوس اوامر و نواهى او را فرمان‌بردار و سخن و صلاح او را به جان مطاوع و خريدار بودند « 6 » ، چون سكان و قطان دار المؤمنين استرآباد ( 7 ب ) و اهالى مرو شاهيجان از دستبرد اوزبكيه و تركمان به جان آمده ، داورى در حضرت سلطنت صفوى آوردند ، پادشاه عصر نظر به جلادت و رشادت ايل جليل قاجار از شاهقلى بيك كه بزرگ ايل و سردارى صاحب اقتدار و در جميع مهام در ميان قبيله صاحب اختيار مىزيست ، از او متمنى دفع اين حادثه گرديدند و نيز ترسيد كه اجتماع ايلى چنين در يك جا احداث فتنه شود ، آن گروه را كه سعادت‌پژوه و كوه شكوه بودند منقسم به سه قسم كرده ، « 7 » گروهى را به عهدهء « 8 » اهتمام شاهقلى بيك واگذاشته « 9 » مأمور استرآباد و فرقه‌اى را به جانب مرو گسيل و جمعى را در ارومى امر به توقف فرمود . و اين « 10 » دولتمندان در استرآباد مالك ملك و مال گشته ، صاحب گله و رمه گرديده ، هميشه اوقات با تركمانيه بساط محاربه « 11 » و مجادلت را بسط داده ، از آن ممر دولت بىمنتها و سامان لا يعد و لا يحصى « 12 » جمع آورده ، به استقلال ، زندگانى مىكردند و با سلاطين عهد دوستانه سلوك مىنمودند . به اعتضاد ايل و الوس در اريكهء حكمرانى عروج و به استظهار مكنت و سامان و شمشير سرافشان با

--> ( 1 ) . مج : ظفر را . ( 2 ) . مج : « از آنها » ندارد . ( 3 ) . مج : مستور . ( 4 ) . مج : سلاطين صفوى . ( 5 ) . مج : كه از عظماى امراى . ( 6 ) . مج : « بودند » ندارد . ( 7 ) . مج : گردانيده . ( 8 ) . مج : عهده و . ( 9 ) . مج : گذاشته . ( 10 ) . مج : توقيف فرموده اين . ( 11 ) . مج : محاربت . ( 12 ) . مج : لايحضا .