محمدتقى نورى

10

اشرف التواريخ ( فارسي )

به‌جز مطلب‌نگارى به زوايد تشبيب و تمهيد مقدّمات و براعت استهلال و تمثيلات و حكايات خارجى كه در علم تاريخ و اصل مطلب از جمله معترضه است اعتراض نموده كه تا طبع مطالعه‌كنندگان را موجب سآمت و ملالت نشود و نيز كاتب مورد بحث و اعتراض در تقديم و تأخير حروف و نكات و ارتباط و پيوند معانى و كلمات نگردد ، مگر در بعضى مقام مناسبت كلام را سخنى چند در صفات و حالات اعزّه و اعيان و امرا و وزرا و اركان قويم الاركان كه از تذكار آن به سبب ربط سخن و سررشتهء مطلب ناگزير است مىرود و ابيات و اشعار گاهى از متقدّمين و بديهيّات راقم حروف به جهت ارتباط مطلب و سلامت معنى در موقع مذكور مىشود و غرض كاتب از تحرير و تسطير اين وقايع بدايع اظهار خودنمايى و كمال نبود ، بلكه به طريق مسطور امتثال امر شهزادهء مؤيد منصور نموده ، مادامى كه در ركاب اشرف به ملزومات مهام ديوان قضا نظام و انجام خدمات آن خسرو سعادت فرجام مشغولى داشت ، هرگاه كه از خدمت اشرف و مشاغل ديوان قدر متّصف فراغى دست مىداد ، مستعجلا در دل شبها داستانى از آن بدون مسوّده در صفحهء بياض مىنگاشت ، پس از آنكه از خدمت آن بلنداختر به سعايت و غمّازى چندى از حسدپيشگان « 1 » كينه‌ور و سفله‌طبعان به ظاهر معتبر برحسب حكم شاهنشاه خورشيد افسر موقوف و معاف مانده ، در ملازمت ركاب همايون پادشاه ربع‌مسكون كمر بست . وقايع سنهء ميمونهء يك هزار و دويست و بيست و دوى هجرى كه افتتاح فتوحات سفر خير اثر هرات و گشايش بستگىهاى معاقل قلاع آن صفحات و تجشّم ركاب آسمان دوران شهزادهء و الا صفات بود نانوشته مانده ، تحرير آن « 2 » مقدّمات بالكليّه در عقدهء تأخير افتاده ، خاطر شكسته بالطّبع مايل به تحرير آن نبود و به پيرامون آن نمىگشت . تا به تقريبى گزارش آن معروض راى ملك‌آراى شاهنشاه هفت كشور و جزوى چند ازين شگرف‌نامه ملحوظه نظر همايون صاحبقران هنرپرور آمده ، اين بىمقدار را با همهء فرومايگى پايه به آسمان رسانيده ، مأمور به اتمام تاريخ خجسته آغاز ( 6 الف ) فرخنده فرجام فرمود و از ظهور التفات خسروانى و تحسين و آفرين اعلىحضرت خاقانى ابواب چندين هزار معانى بر چهرهء خاطر فاتر گشود . گلزار خاطرى كه درين مدّت بىپيرايش باغبان و تقاطر باران ابر بهار

--> ( 1 ) . ملك : حسدپيشه‌گان . ( 2 ) . ملك : « آن » .