محمدتقى نورى

457

اشرف التواريخ ( فارسي )

انجمن بهشت‌آيين معلّى كردم ، « 1 » به منتهاى مرام و نيل مراد خويش فايز نيامدم . چنانچه اين نوبت نيز دست رد بر سينهء ملتمس گذارند و ازين عطيّهء عظمى محروم دارند ، به تاج وهّاج شهنشاهى و اورنگ آسمان پايهء اعلىحضرت ظلّ اللهى كه بدون فرمان همايون و بىاذن خدّام بارگاه سلطنت روزافزون عزم ادراك آستان عليّه و اين عزيمت « 2 » فسخ نخواهد شد كه دست شوق كعبهء بارگاه خلافت گريبانگير است و وفور « 3 » اشواق خاطر صداقت مظاهر ازين حركت بىاختيار عذرپذير . چون اين عريضه و مراسلات و احكام به درگاه شهنشاه سكندر غلام و شهزادگان عظام رسيد و مهد عليا نيز در خلأ و ملأ در بندگى حضرت كيوان بسطت محرّك آن گرديده ، بنابراين خديو بهرام انتقام نظر به الطاف خسروانه و اعطاف خديوانه پذيراى تمنّاى شاهزادهء « 4 » والامقام گشته ، از موقف جلالت و مكمن نبالت احكام عليّه و اوامر جليّه با ظهور مراحم شاهانه و عوارف پادشاهانه در كمال شوق و اشتياق و نهايت مرحمت و اشقاق به احضار شاهزادهء نامدار صادر و به مصحوب كربلايى حسين بيك كتول مرسول گرديده و در غرّه شهر ذيحجة الحرام « 5 » چاپار مزبور نايب قم كه مرتبهء پيش‌خدمتى « 6 » سركار اعلى داشت با اوامر قضا نظام به خدمت نوّاب اشرف سرافراز شده ، خديوزادهء والاشأن از صدور احكام عليّه و مضامين فرح آيين آن فرحان و شادان و از مساعدت بخت بلند خويش نازان گرديد . « 7 » عزيمت موكب اقبال به درگاه خاقان بىهمال و استشراف ناصر الدّين ميرزا به خدمت « 8 » شهزادهء مظفرلوا چون امير ناصر الدّين ميرزا والى مرو شاهيجان ، چنانچه وقايع حالات او مكرّر درين صفحه مبسوطا سمت نگارش يافته ، درين مدّت به استعانت ( 186 ب ) و اشفاق شهزادهء آفاق خوشدل و شادمان و گذران او و اهالى آن سامان به التفات و احسان اشرف و وظايف

--> ( 1 ) . مج : گرديدم . ( 2 ) . مج : « و اين عزيمت » ندارد . ( 3 ) . مج : « وفور » ندارد . ( 4 ) . مج : شهزاده . ( 5 ) . مج : 1222 . ( 6 ) . مج : غلام پيشخدمتى . ( 7 ) . ملك : « گرديد » ندارد . ( 8 ) . مج : به شرف ملازمت .