محمدتقى نورى

448

اشرف التواريخ ( فارسي )

بالاتّفاق عنان در عنان يكديگر عزيمت ارض اقدس فرمودند و در مدّت توقّف از طرفين كه در معنى حكم مواحدت را داشت تعارفات و تواضعات بىكران به ظهور آمده ، به تخصيص حضرت شاهزادهء والاجاه در استرضاى خاطر عمّ نامدار و والدهء عفّت شعار خود به اقصى الغايت كوشيده « 1 » تا اينكه مدّت توقف « 2 » را زمان حركت رسيد ، تهيّهء سفر و تداركات راه « 3 » را چنانچه شايسته و درخور « 4 » ديد سامان و ترتيب داده ، به مشايعت عمّ نامى و والدهء گرامى قدم‌رنجه فرموده ، از آنچه گذشت همّت سرشارش عذرخواه آمده و در « 5 » ذهاب نيز به طريق اياب مهماندار كارگزار « 6 » تعيين گشته كه در جميع منازل تهيّهء ضروريات و ما يحتاج ايشان نماند . پس از آنكه از مراحل خطرناك ( 182 ب ) بسطام به سلامتى عبور كردند ، طريق رجعت و راه معاودت پيمودند . « 7 » از اتّفاقات در بعضى از منازل سبزوار شراب مرض مهلك در مزاجش خمار آورده ، وجود شريفش از جادهء اعتدال منحرف و صداع قوى در مزاج با ابتهاجش طارى گشته تا در منزل ده ملّا من اعمال بسطام آن تهمتن توان رويين‌تن روان از ركض و تحويل [ متعذر ] « 8 » و از سوارى دوام عاجز « 9 » آمده ، ناچار توقّف اختيار نموده ، اطبّايى كه همراه بودند از پى معالجه دفاتر تدبير و طوامير استعلاج را گشوده ، روزبه‌روز ضعيف « 10 » را قوى و قوى را ضعيف مىديدند تا رفته‌رفته بدن بىبديلش به بستر مرگ افتاده ، آثار سرسام از وجنات احوالش مشاهده و امارات مرگ از بشرهء مباركش ملاحظه رفت . اطبّا از معالجه‌اش مأيوس و احبّا از زندگانيش نوميد گرديده ، دست از علاج او شسته و از مداوايش پا كشيدند « 11 » تا پس از چند روز كه پيوسته از صداع و شدّت مرض نالان « 12 » و از ناسازگارى دور زمان بر جوانى و ناكامى خويش گريان بود ، طاير روح شريفش كه حمامهء باغ اقبال بود به

--> ( 1 ) . مج : كوشيد . ( 2 ) . ملك : درست خوانده نمىشود . ( 3 ) . مج : تداركات راه و تهيه سفر . ( 4 ) . درخور و شايسته . ( 5 ) . مج : « و » ندارد . در زمان . ( 6 ) . ملك : كارگذار . ( 7 ) . مج : پيمايد . ( 8 ) . ملك : جاى كلمه خالى است ؛ مج : عاجز . ( 9 ) . مج : متعذر . ( 10 ) . متن : ضعف . ( 11 ) . مج : و پا از مداوايش كشيدند . ( 12 ) . مج : از شدت صراع نالان .