محمدتقى نورى

426

اشرف التواريخ ( فارسي )

سرشت پاك و طينت پاكيزه مجبول دارند ، عريضهء ملتمس فيروز ميرزا بر قسم عفو و اغماض مختوم شد . « 1 » چون او را از جملهء برداشتگان اين دولت خداداد و پرورش‌يافتگان « 2 » اين شوكت جاويد بنياد مىدانست ، رقم عفو و امان و مژدهء گذشت و احسان را در مجلس نخست مرقوم و فرستادگان را با حصول كام و مرام رخصت انصراف ارزانى فرمود و فيروز ميرزا كه غريق لجّهء بيم و اضطراب و از خوف جان و مال و ناموس مانند موى بر آتش در پيچ‌وتاب بود ، از ظهور اين‌همه مكارم و اصطناعات خسروانه غرقهء درياى شرمسارى و تشوير شده ، اندكى از خواب غفلت بيدار « 3 » گشته ، دانست كه ، شعر : خدا هركه را سرفرازى دهد * نه از روى پندار و بازى دهد بنابرآن به تلافى مافات و تدارك روزگار گذشته مصراع « 4 » بر ميان بسته جان به طوع و رضا در فكر ملزومات شايسته افتاد و ابواب نيكوخدمتى و حسن مخالصت را آنا فآنا بر چهرهء روزگار اعيان شوكت قاهره گشاد . هرلحظه مصدر خدمتى تازه و منشأ ارادتى بىاندازه مىگرديد و از طرف ( 172 ب ) قرين الشرف اشرف هرروزه به مرحمتى خاص اختصاص مىيافت و هردم به مكرمتى مجدّد سر مفاخرت از فرق فرقد مىگذرانيد . خرابى صفحات اسفزار و هرات به تقدير واهب العطيّات « 5 » چون اهالى آن بلده « 6 » و اطراف اكثرى امامى مذهب و شيعه پاك مىباشند كه پس از انقراض دولت سلاطين رضوان مكين صفوى الى يومنا هذا كه سنهء اثنين و عشرين و مأتين بعد الالف « 7 »

--> ( 1 ) . مج : « شد » ندارد . ( 2 ) . متن : پرورش‌يافته‌گان . ( 3 ) . مج : بيدار و از كردار و اطوار خويش مخلب نموده و شرمسار . ( 4 ) . مج : ع ؛ ملك : ندارد . ( 5 ) . مج : خرابى صفحات هرات و اسفزار به تقديرات فاعل مختار . ( 6 ) . مج : بلد . ( 7 ) . مج : سنه 1222 .