محمدتقى نورى
418
اشرف التواريخ ( فارسي )
غيرهم نبردآزمايان « 1 » در آن داورى كه جلادت را « 2 » پيش تاخته بودند از پا درآمده ، جام شهادت از دست ساقى اجل نوشيدند و لباس نيكنامى از قيچاجى خانهء سعادت ابدى درپوشيدند . « 3 » على التّوالى جمعى ديگر از فدويان پروانهآسا « 4 » خود را بر آتش زده از سر تا پا حريق آتش آبنما و غريق لجّه فنا گرديدند . درين حال به حكم نافذ شهزادهء دولتيار اسفنديار همال بهادران قراچورلو و دلاوران ما فى از قلب و ميمنه مدد داده ، بىباكان افغان را شكارىوار در ميان گرفته ، نهال حيات جبّار خان و بدال خان سردار و اكثرى از امراى جليل الشأن آن فرقه ضلالتنشان كه از روى غيرت و حرص بنفسه مباشر حرب و پيكار شده بودند به تيغ انتقام دليران فدوى فرجام از پا درآمده جام بوار و دمار از دست ساقى شمشير زهر آبدار نوش و ايّام حيات و زندگانى را فراموش كردند و بر اثر آن ، شعر شير پلنگان شكار صفدر بيژن خصال * خسرو بهمن وقار رستم آخر زمان شهزادهء « 5 » تهمتن توان از قلب با قلّت بهادران مصراع « 6 » كما تحرّك سطح البحار من عصف با رايت خاص به قلب « 7 » دشمن كينه شعار « 8 » تاخت و به باد حملهء مردى و مردانگى صفوف كوه شكوه افاغنه را متزلزل و متفرّق ساخت . در عرصهء داورى با كمال دلاورى [ شعر ] اگر دو آمد پيشش به نيزه كرد يكى * وگر يك آمد پيشش به تيغ كرد دو نيم از تراكم باران گلولهء آتش آثار و تصاعد دود و بخار زمين و زمان تيرهوتار و از رشاش خون بر اشخاص اسبان كوه توان ، بادپايان برق رفتار رعدآواى ، بور قزل و ابرش گلگون نمود . او هم سمند و خنگ به چردهء اشتباه رفت . شاهزادهء مجاهد غازى در دشت معركه و در آن ورطهء هايله با يك دشت شيران يله .
--> ( 1 ) . مج : و غيره همنبرد آن . ( 2 ) . مج : كه به اظهار تهور از . ( 3 ) . مج : سعادت و جانبازى پوشيدند . ( 4 ) . مج : پروانه سان . ( 5 ) . مج : شاهزاده . ( 6 ) . مج : ع ؛ ملك : ندارد . ( 7 ) . مج : بر . ( 8 ) . مج : دشمن بداخلاص .