محمدتقى نورى

412

اشرف التواريخ ( فارسي )

و مداهنت و مهاونت جانبين راى صايب و عزم ثابت خسرو ظفر همراه بر آن قرار يافت كه على الصباح كه « 1 » شهسوار « 2 » گنبد فيروزه يعنى آفتاب كه به ميدان‌دارى عالم امكان تيغ از قراب بركشد به ميانجى ، شعر « 3 » همان سنگر نك آتش آب چهره * نه آب و نه آتش ، هم آب و هم آذر رونده است و رفتنش در مغز شيران * خورنده است و خوردن همه جان كافر نرخشد « 4 » چو « 5 » ( 166 ب ) او رخشد از گرد هيجا « 6 » * درفش مصفّا از ابر مكدّر يعنى به شمشير كار يكرو شود ، آرى : مصراع « 7 » شمشير دورويه كار يكرويه كند پرخاشجويان دو لشكر و بهادران پرخاشخر بدين نويد آسايش از پشت زين و سايهء حسام و رماح از ميدان مطاردت و كفاح به ظلال خيام استظلال و استرواح جستند و آن‌روز را از صعوبت ميدان‌دارى و رنج مبارزت آسوده نشستند . رزم شاهزادهء مجاهد اسفنديار همال با فيروز ميرزا و ظفر يافتن بر افاغنهء ضلال به عنايت ملك متعال چون سپهدار زرّين لواى خاور و يكه‌تاز ميدان سپهر اخضر به سراپردهء زنگارگون باختر خراميد و در خلوت سراى مغرب آرميد ، كردان و اسپهبدان از دورويه در فكر كارسازى صباح همّت بر نبرد و كفاح بسته عاشقانه دست در گردن و كمر رماح خطى و سفّاح مصرى

--> ( 1 ) . مج : « كه » ندارد . ( به جاى آن جاى خالى است ) ( 2 ) . ملك : شهوار . ( 3 ) . ملك : ندارد . ( 4 ) . مج : نه رخشد . ( 5 ) . مج : چه . ( 6 ) . مج : هيجاى . ( 7 ) . مج : ع ؛ ملك : ندارد .