محمدتقى نورى

410

اشرف التواريخ ( فارسي )

در اهتزاز آمدن پرچم علم اژدهاپيكر از غوريان به قصد مقابلهء افاغنهء ضلالت‌نشان [ شعر ] دگر روز كاين « 1 » ترك سلطان شكوه * ز درياى چين كوهه بر زد ز كوه گرانيده شد هردو لشكر به خون * علم بركشيدند چون بيستون دم ناى برخاست چون رستخيز * سنان مرگ آسوده را گفت خيز قضا با سرنيزه انباز شد * نهنگ بلا را دهن باز شد شاهزاده اسفنديار همال به عزم قتال « 2 » برخاست و سر و بر را به درع حمايت ايزدى و جوشن اقبال سرمدى بياراست . شعر « 3 » بپوشيد شهزادهء خفتان جنگ * سوى رمح رخشنده يازيد چنگ به جوشن بياراست فرخ برش * يكى مغفر خسروى بر سرش و بر « 4 » اسبى صبا رفتار و اشهبى ابركردار ، شعر « 5 » باد گردش ، سيل هيبت ، برق سيما ، بحر جوش * صاعقه رخ ، ابردم ، باران عرق ، تندر فغان سوار و با خبائب هلال ركاب مرصع لگام زرين ستام ، شعر « 6 » ز انديشهء دل سبك پوىتر * ز راى خردمند ره جوىتر شتابنده از پيش و رهبر ز پس * جهنده گريز و رهاننده رس آمادهء پيكار گشت و افواج بحر امواج كه هريك از آن به آهنگ رزم مخالفان ( 166 الف ) از سر تا پا غرق آهن و در پولاد نهان . « 7 »

--> ( 1 ) . ملك : كين . ( 2 ) . ملك : قتا . [ جاى خالى ] و سر و بر . ( 3 ) . ملك : ندارد . ( 4 ) . ملك : « و بر » ندارد . ( 5 ) . ملك : ندارد . ( 6 ) . ملك : ندارد . ( 7 ) . مج : پنهان .