محمدتقى نورى

402

اشرف التواريخ ( فارسي )

بدل خان افغان كه از اعاظم امراى آن گروه و مرد مجرّب كارديده و حلو و مرّ جهان چشيده بود اين رأى را نپسنديده « 1 » از روى عقل و كارشناسى بر صوفى اسلام و ساير اعيان اعتراض كرد و گفت ما را از سر غوريان گذشتن و با امرا « 2 » و امناى دولت شاهزادهء ايران از در صلح « 3 » درآمدن مناسب‌تر است « 4 » كه بيهوده پيشانى شير شرزه خاريدن و كوه گران را با رشته به جانب خود كشيدن ، با منسوبان اين دولت حلقهء پيكار كوفتن ، به هرزه روزگار به خويش آشوفتن است و نيز اول طلوع طليعه « 5 » اين دولت جهان آشوب است و كوكب اقبال افغان را « 6 » زمان غروب . مع هذا همگى ماها امان‌يافتهء اين حضرت و زينهار خواستهء « 7 » اين شوكتيم . خلاف عهد و نقض ميثاق در هيچ ملت روانيست ، به تخصيص با دولتمندى كه شير گردون از بيم شمشير سياست او بىقرار و بهرام شديد الانتقام فلك از خوف ( 163 الف ) رمح صولتش چون ماهى در شبكهء اضطراب و اضطرار است ، چاكرانش را رزم و خون‌ريزى پيشه است و قورچيانش را شراب ناب از « 8 » شريان اعادى در شيشه . ( شعر ) : ره و رسمشان رزم و كين ساختن * دل از كينهء خصم پرداختن زره جامه‌شان روز و شب جاى زين * زمين پشت اسب و هوا گرد كين سرانجام بدكيش « 9 » نبود نكوى * بود بدكنش را جهان كينه‌جوى سران افاغنه نصيحت ناصح مشفق را حمل بر جبن و بددلى او « 10 » نموده در مقام معارضه « 11 » گفتند كه هرگز اين ضعف با حيات افغان جمع نمىشود « 12 » كه با تصرّف دولت شصت سالهء غوريان كه موروثى و گورخانهء اجدادى ما است بدون مجادله و مقاتله به منتسبان دولت « 13 » قاجاريه بسپاريم و سر خويش گرفته حيات دوروزه را غنيمت شماريم .

--> ( 1 ) . مج : نه پسنديده . ( 2 ) . مج : امراى . ( 3 ) . مج : صلح و صفا . ( 4 ) . مج : « است » ندارد . ( 5 ) . مج : اول تباشير صبح . ( 6 ) . مج : را از روى نادانى . ( 7 ) . مج : زينهارى . ( 8 ) . مج : از ميناى . ( 9 ) . مج : غدار . ( 10 ) . مج : « او » ندارد . ( 11 ) . مج : معارضه متفق اللفظ . ( 12 ) . مج : نخواهد شد . ( 13 ) . مج : دولت جليه .