محمدتقى نورى
399
اشرف التواريخ ( فارسي )
شعر به روز چهارم كه سلطان مهر * كه تاجش ز نور است و تختش سپهر به تسخير اين قلعهء سبزفام * برآورد تيغ شعاع از نيام خسرو كامكار و شهزاده جهاندار با فوجى چون بحر زخّار . شعر « 1 » ز ريگ بيابان فزون از شمار * به رزم اندر و شير دشمنشكار همه با دل شاد و با ساز جنگ * همه گيتىافروز با نام و ننگ همه رزمجويان نيزهگذار * همه جنگجو از در كارزار به جنبش درآمد سپاهى كه كوه * گدازان شد از هيبت « 2 » آن گروه و اسبان راهوار و هيونان صبارفتار ز نعلهاشان سطح زمين گرفته هلال * ز گوشهاشان روى هوا گرفته سنان از منزل طرق به طريق ايلغار شبگير و ايوار نمود . چون باد در تحرّك چون سيل در تحذّر عنانگراى وادى مقصود آمده و قورچيان تركشبند . شعر « 3 » يكى به ساعد سيمين در آن افكنده كمان * يكى به سنبل مشكين درون كشيده سپر و وشاقان مشكين كمند ، شعر يكى شكوفه و سوسن گرفت در جوشن * يكى بنفشه و نرگس گرفت در مغفر پس فوجفوج و گروهگروه از مقام خود در حركت آمده ، سايهآسا در موكب مسعود و نصرتسان به كوكبهء ظفر نمود پيوستند . بشارت تحريك الويهء ظفر التوا را چاپار قمر مسير صبا « 4 » حركات نمونهء و يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ با پروانچهء مژده عزيمت موكب ظفر سمات به سمت هرات روان و على التعاقب مرحله به مرحله بدون تلبّث و مماطله راهسپار
--> ( 1 ) . ملك : ندارد . ( 2 ) . مج : گرمى . ( 3 ) . ملك : ندارد . ( 4 ) . ملك : صبار .