محمدتقى نورى
380
اشرف التواريخ ( فارسي )
دينار « 1 » اميدوارى مىيافتند و ازين طرف در آن معركه بهجز جعفر خان « 2 » ما فى كه جوانى دلير و سوارى بىنظير بود كس ديگر كه نامى باشد ناوك بلا را نشانه نگشت و شمشير اجل را نيام نيامد . آثار مخالفت يوسف على خان قرايى و مأمور شدن اسحاق خان به غوريان بعد از تسخير غوريان ، چنانچه در صدر سمت نگارش يافت ، محمّد خان قاجار و حسين خان سردار بنابر خاطرخواهى « 3 » اسحاق خان تفويض حكومت آنجا را به نام يوسف على خان قرايى از دربار جهانمدار اشرف متمنّى گرديدند . برحسب استدعاى امراى مزبور رقم حكومت غوريان بحذافيرها به اسم او [ از ] درگاه جهانپناه شاهزادهء والاجاه « 4 » صادر و با خلعت خاص مرحمت آمد . درين مدّت حاكم غوريان چنانچه رسم است به امر خدمتگزارى مشغول و ملزومات خدمات « 5 » او كماينبغى در نظر خورشيد اثر شاهزادهء دادگستر جلوهء ظهور « 6 » مىيافت و همگى همّت ( 154 الف ) و الا نهمت اشرف مصروف به تربيت او گشته روزبهروز مورد نوازشات خسروانه و اصطناعات خديوانه مىآمد تا آنكه از آثار مراحم شاهزادهء نامدار صاحب عزّت و اعتبار گرديده ، از قعر چاه مذلّت به قصر جاه و دولت رسيده ، مرتبهء او از همگنان درگذشت و در جزو طومار حقوق و احسان « 7 » اين دولت راسخة الاركان را درنوشت و چون خود را از تنگ ظرفى و كمحوصلگى عزيز مصر ايالت و يوسف كنعان حكومت مىدانست ، طريق تمرّد و « 8 » عقوق و عصيان را به قدم جهل و غرور پيموده يكبارگى از مرحلهء عبوديت و بندگى « 9 » كه سبب عزّ و جاه او بود دور گشته به هواجس نفسانى و وساوس شيطانى و تسويلات فرومايگان نداى « أليس لى ملك مصر » را به گوش ادانى و اقاصى رسانيده ، راه آمدوشد را با فيروز ميرزا باز و قانون مخالف را در پردهء
--> ( 1 ) . مج : دينار و احسان بىشمار . ( 2 ) . ملك : « جعفر خان » ندارد . ( 3 ) . متن : خواطرخواهى . ( 4 ) . مج : از ديوان قدر نشان شاهزاده والاشأن . ( 5 ) . مج : و خدمات و ملزومات . ( 6 ) . مج : قبول . ( 7 ) . مج : حقوق و احسان . ( 8 ) . مج : « و » ندارد . ( 9 ) . مج : بندگى و عبوديت .