محمدتقى نورى

372

اشرف التواريخ ( فارسي )

حقيقت گرفتارى ايش محمّد خان معروض راى اشرف گرديد ، « 1 » از كمال تغيّر بنابر جسارتى كه از پلنگتوش خان سرزد در بند اظهار و تحقيق خبر و خواهش ناصر الدّين توره نشده ، همان ساعت سه چهار نفر از غلامان خاصّهء شريفه را با احكام قضا نظام مأمور به نزد يلنكتوش خان و امر به اطلاق ايش محمّد خان و ساير اسرا فرموده ضمنا حاكم بادغيس را از اين حركات محترز فرموده مورد عتاب « 2 » ساختند و متعاقب آن نامهء ضراعت‌آميز با آدم زبان‌دان از جانب ناصر الدّين توره رسيده به اظهار مدّعاى خود پرداخت . حاكم بادغيس چون از حقيقت حال « 3 » كه فى الحقيقه از برادر او بىاختيار « 4 » او صادر شده دست اعتذار به ذيل انابه و استغفار زده ، چون ايش محمّد خان بعد از سه روز ديگر وداع عالم فانى نموده جا به وادى خاموشان « 5 » گزيده بود ، همراهيان او را بالتّمام معذرت خواسته با عريضه‌اى ( 150 ب ) در كمال تضرّع و ابتهال به همراهى غلامان سركار « 6 » خاصّهء شريفه روانهء درگاه سدره مثال خديوزادهء بىهمال نمود . چون حقيقت عمل والى بادغيس نسبت به منسوبان نوّاب ناصر الدّين ميرزا « 7 » از روى سهو و خطا واقع شده بود ، عفو پوزش‌پذير شاهزادهء بىنظير زلّات او را مقرون به اغماض « 8 » فرموده از سر جرايم او درگذشت و بيكزادگان اوزبكيه و تركمانيه را « 9 » مورد انعام و احسان فرموده ، مقضّى المرام مرخص و به تازگى امير ناصر الدّين را از ظهور محبّت چنينى رهين منّت ساختند و چون بند مرو را مجددا آب طغيان كرده از هم كنده « 10 » بود ، حسب التّمنّاى امير توره به قدر يك هزار تومان نقد و جنس و نوازشات ديگر او را نواختند كه به قدر مقدور در مقام خوددارى درآمده در سدبند و محافظت شيعيان مرو مراسم اجتهاد و لوازم « 11 » اهتمام را مبذول دارد . « 12 » و الى حال كه هيجدهم شهر شوال « 13 » است همه‌روزه نامه

--> ( 1 ) . مج : شده . ( 2 ) . مج : بادغيس را محل احتراز و اجتناب و مورد عتاب و خطاب . ( 3 ) . مج : كار . ( 4 ) . مج : بىاختيار از برادر او . ( 5 ) . متن : خواموشان . ( 6 ) . مج : « سركار » ندارد . ( 7 ) . مج : منسوبان امير ناصر الدّين . ( 8 ) . مج : عفو . ( 9 ) . مج : « را » ندارد . ( 10 ) . مج : زده . ( 11 ) . مج : « لوازم » ندارد . ( 12 ) . مج : بدارد . ( 13 ) . مج : شوال 1221 .