محمدتقى نورى
352
اشرف التواريخ ( فارسي )
به روز منتظر قدوم ميمنت لزوم ( 140 ب ) آن شاهزاده خجسته مآل بودند تا اينكه بعد از انقضاى نيم ساعت از طلوع صبح دوشنبه ، بيست و هشتم شهر ربيع الثانى « 1 » ، آن مولود فرخنده مورود قدم ولادت به مباركى بر بساط سعادت و زندگانى گذاشته عالم را از شعشعهء انوار خويش منوّر و جهانيان را از مژدهء حضور خود مستبشر ساخته ، غنچهء مراد از گلبن شاهى به تازگى شكفته و آسمان زمين را چشمروشنى گفته ، مبشّران اقبال متواتر رسيده ، بشارت آن نورسيده را آورده ، مورد نوازشات گوناگون و تفقّدات از حد افزون گرديدند . شعراى ركاب و دانشوران كمالات انتساب قصايد غرّا و قطعات فصاحت انتما « 2 » در تاريخ تولّد آن شاهزادهء با مجد و بها « 3 » در سلك نظم كشيده به صلات وافره و جوايز متكاثره بهرهياب شده . « 4 » از آن جمله ميرزا محمّد على سمنانى كه به شرف منادمت بزم ارم نظم و الا سرافراز بوده ، « 5 » تاريخ تولّد را « پديد از آسمان شهريارى نيّرى آمد » يافته و بسيار خوب و مناسب آمده ، « 6 » فى الحقيقه ماده تاريخش خالى از اشكالى نيست و كمال مناسبت و نهايت حقيقت را دارد و همچنين حاجى عابد كه از استادان ماهر روزگار و كهنه شاعران « 7 » فصاحت آثار است ماده تاريخ « ز بستان شاهى بزد گلبنى سر » يافته و بعضى « گلى از گلبن شاهى رسته » و برخى « رسته كين گل ز گلبن شاهى » يافتهاند . مسوّد « 8 » اوراق بعد از اينكه در درياى فكر شناور و در بحر انديشه غوطهخور گرديد ، به رسم تعميه اينگونه گوهرى به دست آورده كه قرهء باصرهء سلطانيه « 9 » سلطانى است . خلاصه هريك از شعرا على قدر مراتبهم به انعام و احسان جداگانه محظوظ شدهاند و آن نازپرورد را در حجرهء ترتيب يكى از استار محترمه مأمور فرموده ، نام نامى و اسم گرامى او را موسوم به اسماعيل ميرزا ( 165 ) ( 141 الف ) ساختند و به لوازم عيش و سرور و تصدّقات موفور كما تحبّ و ترضى ، پرداختند . اميد كه قدمش برين دولت عليّه و شوكت بهيّهء مبارك و ميمون و به فرّخى و فرخندگى صاعد مصاعد و سادهء سرورى و عارج معارج اريكهء بزرگى گرديده
--> ( 1 ) . مج : ربيع الثانى 1221 . ( 2 ) . مج : « و قطعات فصاحت انتما » ندارد . ( 3 ) . مج : شاهزادهء سعادت انتما . ( 4 ) . مج : شدهاند . ( 5 ) . مج : بود . ( 6 ) . مج : يافته . ( 7 ) . مج : شاعر . ( 8 ) . مج : و مسوّد . ( 9 ) . مج : « سلطانيه » ندارد .