محمدتقى نورى

339

اشرف التواريخ ( فارسي )

شب دوشنبه دوازدهم شهر ربيع الثانى 1221 « 1 » چهار ساعت و نيم از شب گذشته تمامى از ركاب ظفر مبانى مأمور به تاخت فئهء حق‌ناشناخت فرمودند . مأمورين حسب الامر قضاآيين با « 2 » املى فسيح و خاطر قوى به عزم دشمن‌كشى از ركاب اشرف مرخص و دامن ( 133 ب ) خدمتگزارى و جان‌نثارى را بر ميان زده « 3 » شباشب عازم مقصود گرديدند . چون تركمانيه نظر به يورش‌هاى متواترهء سپاهانه كه درين سنوات مستمرّا از جانب اشرف به ظهور رسيده بود هميشه خايف و هراسان و با بعضى از جهّال كيكانلو كه با ايشان مختلط و در جزو آميزشى داشتند ممهّد شده آنها را تطميع نموده كه هرگاه از جانب اشرف يورشى دربارهء ايشان « 4 » انديشيده شود ، آنها « 5 » را از آن قضيّه آگاه سازند . از جمله « 6 » پياله نامى كه جام غيرتش از شراب حميت خالى و از شيوهء انسانيّت و مردانگى « 7 » عارى « 8 » و فى الحقيقه مرد خانه بر دوش لاابالى بود ، آن اشرار را از اراده سپاه نصرت شعار قرين آگاهى و استحضار ساخته ، غولان دشت از حدوث اين امر مضطرب الحال و متوزّع الخاطر شده ، در شب پنجشنبه پانزدهم شهر مزبور رهنورد وادى فرار و مرحله‌پيماى بوادى ادبار شدند و حقيقت آگاهى تركمانيه در ظلم‌آباد و « 9 » سر ولايت به سمع امرا رسيده از آنجا تيز عنانى كرده به ايلغار تمام بر سر غنيم راندند . چون وعدهء تلاقى صبح يوم جمعه شانزدهم بود ، لهذا بنابر آگاهى خصم از ظلم‌آباد الى عشق‌آباد كه قريب به بيست فرسخ است در يك شبانه‌روز ايلغار شبى كه آنها « 10 » كوچيده بودند « 11 » صبح آن غازيان به يورت ايشان رسيده ، مجموع الاچق و بنگاه « 12 » ايشان « 13 » را مملو از اثاث البيت و ذخيره يافته ، اصلا به آنها التفات ننموده « 14 » از عقب خصم منهزم رخش جلادت را به جولان درآوردند . قريب به هشت فرسخ از بيابان قوم گذشته به چنداول تركمانيه كه كوچ و بنه خود را پيش انداخته سواران به هيئت اجتماعى در

--> ( 1 ) . ملك : ندارد . ( 2 ) . مج : به . ( 3 ) . مج : « زده » ندارد . ( 4 ) . مج : درباره ايشان قصدى . ( 5 ) . مج : ايشان . ( 6 ) . مج : از آن جمله . ( 7 ) . مج : مردى . ( 8 ) . ملك : « عارى » ندارد . ( 9 ) . مج : « و » ندارد . ( 10 ) . مج : كه غنيم . ( 11 ) . مج : بود . ( 12 ) . ملك : بنه‌گاه . ( 13 ) . مج : آنها . ( 14 ) . مج : به آن ملتفت نشده ؛ ملك : نه نموده .