محمدتقى نورى
336
اشرف التواريخ ( فارسي )
بست سلطانيه غنيم را رانده از قتل و نهب و اسر دقيقهاى را نامرعى نگذاشتند و در همان گرمى هنگامه دو قلعه معتبر را به يورش گرفته ، از نهب و غارت كوتاهى نكردند ، و بال و « 1 » نكال آنها همه در گردن آن « 2 » ميشوم ماند . آقا خان آقا و قلندر بيك كه تا آن زمان محصور بودند از تنگناى محاصره مستخلص شده به عساكر منصور ملحق و در مقام جبر احوال رعيت پرداختند . محمّد خان سردار با افواج نصرتشعار و اثاثهء قلعهگيرى و ادوات رزم و پيكار متعاقب رسيده در عرض ده دوازده يوم مجموع ( 132 الف ) قلعهجات متفرّقه را كه مصطفى قلى خان به زعم ناقص خود مشحون به مردان كار و تدارك بىشمار ساخته بود به غلبه و قهر مسخّر و به ضرب توپ قلعه كوب بنيان هستى بسى از مبارزان نامى « 3 » كه در قلعهجات مستحفظ بودند به باد فنا داده ، نهال وجود بسيارى از مردم از تيشهء سياست منقطع و منقلع گرديد و بعد از تسخير قلعهجات و انضباط امور آن صفحات ظاهر سلطانيه را مهبط عساكر فيروزى مآثر ساخته ، الآن كه چهارم شهر جمادى الاولى 1221 « 4 » است ، ميرزا محمّد خان قاجار حاكم سبزوار كه بعد از عزيمت محمّد خان سردار به توقّف ركاب اشرف مأمور بود حسب الحكم قضا شعار مأمور « 5 » ترشيز و امر گرديد كه محمّد خان امر محاصره را مضبوط و به قدرى كه سواره و پياده به جهت محاصره ضرور و در كار است تدارك آنها را ديده ، آن خدمت را « 6 » به عهدهء ميرزا محمّد خان نموده خود با زيادتى لشكر مراجعت به ركاب ظفرپرور نمايد . ذكر يورش مواكب ظفر سرشت بر سر تكّه « 7 » زشت و گزارش فتوحاتى كه به ظهور رسيده « 8 » چون هميشه تاخت تركمانيه شوميه كه در دشت نشيمن داشتند وجههء همّت اركان شوكت بهيّه بود كه در حين فرصت قلع و قمع كامل دربارهء آن سيهدرونان تيرهدل به عمل آمده
--> ( 1 ) . ملك : « و » ندارد . ( 2 ) . مج : آن بدمآل . ( 3 ) . مج : نامى سلطانيه . ( 4 ) . ملك : ندارد . ( 5 ) . مج : مأمور به . ( 6 ) . مج : خدمت آن را . ( 7 ) . مج : تركمانيه تكّه . ( 8 ) . مج : كه روى داده .