محمدتقى نورى
330
اشرف التواريخ ( فارسي )
حضور منخرط و ممتاز و روزبهروز پايهء قدرش افزوده و بر خلاف آنچه متوقّع او « 1 » بود بر فرّاش عزّت و اعتبار غنوده ، به اندكزمانى به منصب والاى خانى بين الاكفاء پايهء برترى يافت و جميع اخراجات و ضروريات او آنچه محتاج عليّه بود از سركار اشرف مقرّر و به طريق ساير غلامان از راتبهخواران مستمرّى گرديد ، و در چهاردهم شهر مزبور حاجى آقا خان وزير شاهزاده فيروز و صمد خان افغان مجددا به جهت تأكيد مبانى عهد و استحكام بنيان مصالحه و تجديد رسوم محبّت از جانب والى هرات مأمور به ارض فيض سمات و شرفياب ركاب نصرت انتساب گرديده ، تنسوقات و هداياى هندوستانى كه « 2 » آورده بودند به توسّط « 3 » اولياى شوكت بهيّه به نظر اشرف رسانيده ، موقع قبول يافته ايلچيان مزبور مورد نوازش و احسان گرديدند . ( 129 الف ) چون در ضمن آن متمنّى تفويض ولايت غوريان كه در تصرّف منتسبان اين دولت جاويد اركان بود گرديده بودند و راى مبارك جناب شاهزادگى به آن متعلق نبود ، لهذا آن را « 4 » موقوف به اجراى حكم پادشاهى نموده ، فتح على خان كلهر را « 5 » كه از سابق به همراهى صمد خان مأمور به هرات و حال به مرافقت ايلچيان مزبور مراجعت به « 6 » ركاب ظفر دستور نموده بود نيز به همراهى صمد خان و « 7 » كلبعلى خان قاجار كه خلاع آفتاب شعاع نوروزى و خزانه آورده بود مأمور به دربار سپهرمدار پادشاهى گرديده ، امر كردند كه حاجى آقا خان از مقيمان و معتكفان آستان رفع الشأن اشرف بوده كه بدانچه « 8 » از مصدر خلافت عظمى امر و مقرّر گردد « 9 » از آن قرار معمول دارند . « 10 » لهذا ايلچيان در سيم شهر صفر المظفر از ركاب نصرتاثر مرخص و روانهء درگاه آسمان جاه پادشاه بحروبر گرديدند .
--> ( 1 ) . مج : « او » ندارد . ( 2 ) . مج : كه به همراه . ( 3 ) . مج : بهواسطه . ( 4 ) . ملك : « آن را » ندارد . ( 5 ) . مج : « را » ندارد . ( 6 ) . مج : « به » ندارد . ( 7 ) . مج : نموده بود امر گرديد كه حاجى آقا خان از مقيمان و معتكفان آستان رفيع الشأن اشرف بوده و صمد خان با فتحعلى خان كلهر به همراهى . . . . ( 8 ) . مج : از « گرديده . . . » تا اينجا را ندارد و آنچه . ( 9 ) . مج : شود و . ( 10 ) . مج : شود .