محمدتقى نورى
322
اشرف التواريخ ( فارسي )
در تتبّع قصيدهء اختر به سلك نظم كشيده و به نظر اشرف گذرانيده و پيرايهء قبول يافته ، به صلات وافر مقرّر شد . « 1 » قصيده : « 2 » از نار تا افكندهاى بر چهره زلف پرشكن * دارى به گردن هرزمان خون دو صد بيدل چو من ( 126 الف ) بر طرف عارض موى تو در « 3 » حلقهء مو روى تو * همرنگ با نيلوفر آن همگونه اين با نسترن از خال و زلفت گر صبا بويى به چين بردى كجا * مىپروريدى نافه را در ناف آهوى ختن سر و قد دلجوى تو ، وان نرگس جادوى تو * نخلى است آسيبش ثمر ، تركى است خونريزيش فن يكسر گذشت اى بىوفا عمرم به تلخى و مرا * يك بوسهاى قسمت نشد از لعل تو شيرين دهن بر ياد آن لعل و ز نخ انگشت حسرت مىمكم * فرياد از آن تنگ شكر ، افغان از آن سيب ذقن اى ماه نو ابروى تو خورشيد محو روى تو * از هرطرف در كوى تو افتاده صد خونينكفن مثل تو اى جان جهان در خيل زيبا منظران * شوخى نديدم سنگدل ، يارى نديدم سيمتن در سر هواى قتل ما دارى اگر اى بىوفا * آن تيغ و اينك جان بيا وانگه ببين جان باختن
--> ( 1 ) . مج : به صلهء وافر بهرهور گرديد . ( 2 ) . مج : ندارد . ( 3 ) . مج : وز .