محمدتقى نورى

305

اشرف التواريخ ( فارسي )

بعد از اينكه قطعهء منظومه معروض راى انور گرديد ، مخاطب ، يعنى ممدوح ، در مقابل عذر لنگى آورد و ليكن مقبول طبع مشكل‌پسند اشرف نشد . خلاصه درين سال نيز به آيين و قاعدهء ملوكانه گاهى در شكار و گاهى به انتظام احوال اهل هرشهر [ و ] « 1 » ديار مىپرداختند و خرابى اوضاع رعايا كه مهين ودايع حضرت خالق البرايا مىباشند ، به معمارى « 2 » همّت خسروانه معمور و آبادان مىساختند . و ديگر از قرانات اعظمى كه لاحق ذات مبارك شاهزادهء والاصفات و « 3 » حرز جواد مراحم كاملهء الهى و درع حمايت عنايت نامتناهى ايزدى شامل حال عديم المثالش گرديد ، از جمله ، شكار ده روز جولكاى قوزغان و نظريه و لنگر است كه سمت شرقى ارض اقدس و در شش فرسخى مشهد مقدس « 4 » واقع است كه صحراى فسيح و عريض و رودخانهء كشف رود در ميان آن صحرا جريان مىيابد و از دربند گذشته در پل خاتون به آب هرات ملحق مىشود « 5 » و به دشت طژن و قبچاق مىرسد . « 6 » شكار آن صحرا « 7 » آهوى دشتى و كوهى و كبك و تيهو و قرقاول بسيار است . مجملى از مفصّل آن به نوعى است كه بعد از شرايط و قواعد عيدين « 8 » اضحى و غدير مواكب احتشام شاهزادهء فلك سرير در روز دوشنبه شهر ذى حجة الحرام « 9 » با اعيان دولت و اركان شوكت ابدفرجام از مقر عزّ و شرف با كوكبهء اقبال و جاه « 10 » عازم شكارگاه معهود گرديد و به قانون سابق تمامى تداركات امرا و خوانين را و سپاهيان كه كمابيش موازى « 11 » سه هزار نفر بودند ، اخراجات آنها به تمام و كمال « 12 » از كارخانهء سركار مقرّر و روزبه‌روز لوازم تفقّدات و انواع اصطناعات از جانب اشرف دربارهء وضيع و شريف ( 119 الف ) به عمل

--> ( 1 ) . مج : احوال سكان آن . ( 2 ) . مج : معمار . ( 3 ) . مج : شده و . ( 4 ) . ملك : « مشهد مقدس » ندارد . ( 5 ) . مج : « مىشود » ندارد . ( 6 ) . مج : به دشت طژن منتهى و در وسط اتك و صحراى قبچاق مىريزد . ( 7 ) . مج : بيابان . ( 8 ) . مج : اعياد . ( 9 ) . مج : ذيحجه الحرام 1220 . ( 10 ) . مج : با كوكبهء تمام . ( 11 ) . مج : معادل . ( 12 ) . مج : بالتمام .