محمدتقى نورى
297
اشرف التواريخ ( فارسي )
سرزدن هواى صيد و شكار از خاطر شهزادهء نامدار و تحريك مواكب ظفرنشان به طرف چشمه گلشن « 1 » روز شنبه بيست و چهارم شهر جمادى الثانى سنهء 1220 « 2 » هواى سير و شكار و گشت « 3 » صحرا و مرغزار در « 4 » خاطر شاهزادهء سعادت يار رسوخ يافته « 5 » ، امر فرمود كه خيمه و پيشگاه را به طرف صحراى رادكان در النگ چشمه گلشن ( 147 ) كه در « 6 » ميانهء رادكان و چناران واقع است ، « 7 » پيشكاران برده « 8 » باشند . چشمهء گلشن مرغزارى خوشهوا و جايى نزه و دلگشا « 9 » و از جمله سيرگاه با نام آنجا و مقام است ، به قدر بيست سنگ كمابيش آب زلال خوشگوار در پهلوى كوه از زمين بهسان فواره مىجوشد و سيلان مىنمايد و از تندى آب تخمينا زمين را چهل ذرع در چهل ذرع شكافته و تقريبا « 10 » بيست ذرع عمق آن است كه آب آن ( 115 ب ) مانند اشك چشم عاشقان و عارض سيمبران صاف و روشن است « 11 » كه تمامى سنگريزههاى آن « 12 » به نظر بيننده بهسان زمرد و مرجان و مرواريد الوان است و انواع ماهى در آن وجود دارد كه مانند كواكب در آن چهرهء آسمانگون در حركت و سكون مىباشند . « 13 » فرّاشان با فرّ و شأن حسب الحكم شهزادهء سكندرنشان خيمه و خرگاه را از شهر حملونقل آن مكان نموده ، در ساعت قباب سرادقات جلال را « 14 » سر به قبهء افلاك رسيد . « 15 » خيمهء خاص هميون را بر لب چشمه بر سرپا « 16 » نموده ، عكس آن مانند « 17 » آسمان در آيينه « 18 » آب عيان گرديد . كوكبهء اقبال شهزادهء بىهمال در روز مزبور از مستقر جلالت حركت و همهجا سيركنان
--> ( 1 ) . مج : عنوان را ندارد . ( 2 ) . ملك : 1222 ( كه نادرست است ) . ( 3 ) . مج : « و گشت » ندارد . ( 4 ) . مج : از . ( 5 ) . مج : نصرت مبانى سر زده . ( 6 ) . مج : « در » ندارد . ( 7 ) . مج : چناران در سمت شمال جنابد دامن كوه . ( 8 ) . مج : برون برده . ( 9 ) . مج : مرغزار خوش و جاى نزه و دلكش . ( 10 ) . مج : چهل زرع در چهل زرع زمين را شكافته به قرار . ( 11 ) . مج : مىشود . ( 12 ) . ملك : « آن » ندارد . ( 13 ) . مج : انواع ماهى در ميان آب به هم مىرسد كه دايم در رقص و بازى مشغول مىباشند . ( 14 ) . مج : سرادقات اجلال . ( 15 ) . مج : افراشته و . ( 16 ) . مج : برپا . ( 17 ) . مج : چون . ( 18 ) . مج : در ميان .