محمدتقى نورى

285

اشرف التواريخ ( فارسي )

اى آنكه به خيل روسيان مير شدى * وز روس به ايران پى تسخير شدى اعضاى تو سربه‌سر جهان را بگرفت * حقا كه پس از مرگ جهانگير شدى بقيّهء روسيه كه در گنجه و تفليس به‌سر مىبردند در تنگناى قلاع « 1 » و زواياى مأمن خود خزيده ، كيفيّت قتل ايشپخدر را به پادشاه روس اعلام نمودند « 2 » و ساحت شيروانات « 3 » و دربند و بادكوبه از وجود ضلالت آمود آن گروه خبيث مصفّا گرديد و الآن كه سيزدهم شهر صفر المظفر است ، اعلام آسمان خرام نايب السّلطنه به انتظام مهمات گرجستان و مراقبت ساكنين و قاطنين آن سامان سايه‌افكن است . « 4 » گسيل اسبان نادرهء نامى از جانب شاهزادهء گرامى به درگاه جهان‌پناه اعلىحضرت شاهنشاهى ( 110 ب ) چون هرسال شاهزادهء بىهمال به قاعده و قانون مستمّره و دستور و آيين معهوده ، افراس خوب و اجياد ممتاز « 5 » گرامى چه از نوع « 6 » خانه‌زاد با رعونت خوش‌اندام « 7 » هامون‌نورد و چه از جنس تركمانيهء قوىهيكل « 8 » تواناى صحراپرورد ، از هرجا و هراوبا كه فرد كامل آن را « 9 » گمان مىكردند ، « 10 » تحصيل و به جهت پيشكشى نوروز به « 11 » درگاه جهان‌پناه پادشاهى گسيل « 12 » مىنمودند . درين سال دو سر اسب نادر المثل كه مىتوان گفت نظير آن در جميع جهان صورت امكان نپذيرفته بود و از خانه‌زادهاى محمّد خان هزاره بود ، چون به همه جهت امتياز داشت « 13 » ، محمّد خان بيگلربيگى از حسن ارادت و اصابت رأى ، « 14 » اسبان مزبور را

--> ( 1 ) . مج : قلعه . ( 2 ) . مج : نموده‌اند . ( 3 ) . مج : شروانات . ( 4 ) . مج : گرجستان معطوف و همگى همت و الا نهمتش به ترفيه حال ساكنين و قاطنين آن سرحدات مصروف است . ( 5 ) . مج : و قانون سنوات پيش و توره و آئين خويش اسب‌هاى خوب نامى و افراس دلبند . ( 6 ) . مج : « نوع » ندارد . ( 7 ) . مج : خوش‌اندام شكيل . ( 8 ) . مج : از تركمانى قوىاندام . ( 9 ) . مج : « فرد كامل آن را » ندارد . ( 10 ) . مج : مىبردند . ( 11 ) . مج : نوروزى انفاذ . ( 12 ) . مج : « گسيل » ندارد . ( 13 ) . مج : نادره‌اى كه در كل آفاق به هم نمىرسد از خانه‌زادهاى [ متن : خانزادهاى ] محمّد خان بيگلر بيگى هزاره به عمل آمده چون در هيچ قرن مثل اين دو اسب چشم روزگار نديده بود . ( 14 ) . از اصابت راى و حسن اخلاص .