محمدتقى نورى

274

اشرف التواريخ ( فارسي )

شعر اين درگه ما درگه نوميدى نيست * صد بار اگر توبه شكستى بازآى ( 134 ) عفو خطاپوش پوزش‌پذير ملوكانه شامل حال او شده ، اصلا به روى عالم بيك نياورده ، او « 1 » را به شمول عواطف خسروانه « 2 » سرافراز ساخته ، مرخص و اميرزاده را مجدّدا از مظاهرت و معاونت « 3 » اين دولت عظمى اميدوار فرمودند . سبب تنفّر اميرزاده از ايلتذر خان آن بود كه بعد از ورود بيك نظر آن مغرور سفيه « 4 » از خود بىخبر تا مدّت بيست روز او را به نظر نياورده ، از غايت تكبّر ( 105 ب ) و تبختر به سروقت او نپرداخته ، « 5 » بعد از بيست روز او را احضار و شروع در بعضى سخنان لاطايل « 6 » كرده ، حكم در جواب اميرزاده « 7 » مرقوم و مهر ميشوم خود را در روى آن زده و مشاراليه را روانه و نوشته بود كه شاهد يارى و مظاهرت ما « 8 » نسبت به تو در صورتى چهره خواهد نمود « 9 » كه جميع خانوارى مرو را كوچانيده ، روانهء اورگنج و مرو را به تصرّف كسان من واگذار « 10 » تا به سروقت تو پرداخته باشيم . امير توره ازين خواهش و حكم او متغير و متأثر گرديده « 11 » ، فرستادهء او را بىنيل مقصود برگردانيده ، در جواب گفت « 12 » كه مرا به مدد و معاونت تو احتياجى نيست . از صدور اين معنى فى الجمله متنبّه و نادم شده ، دانست كه از راه صواب منحرف گرديده ، فى الحال ايش محمّد خان را احضار و زمام اختيار مملكت را به يد اقتدار او داده ، مشاراليه را « 13 » در قبض‌وبسط مهمات ملكى « 14 » مبسوط اليد گردانيده ، به راهنمايى او در مقام معذرت درآمده ، با منتسبان اين دولت مجددا ابواب ايتلاف و خصوصيت را مفتوح نمود و الآن كه

--> ( 1 ) . مج : به روى او نياورده عالم بيك . ( 2 ) . مج : عوارف خديوانه . ( 3 ) . مج : از معاونت و موالفت . ( 4 ) . مج : « سفيه » ندارد . ( 5 ) . مج : نپرداخت . ( 6 ) . مج : حرفهاى پا در هوا . ( 7 ) . مج : جواب نامهء امير توره . ( 8 ) . مج : خود را در رو زده او را روانه به امير توره مرقوم داشت كه شاهد معاونت من . ( 9 ) . مج : در صورتى صورت مىنمايد . ( 10 ) . مج : به تصرف منسوبان من داده . ( 11 ) . مج : او درهم و متغير شده . ( 12 ) . مج : در جواب او نوشت . ( 13 ) . مج : « مشاراليه را » ندارد . ( 14 ) . مج : در بسط ولايت .