محمدتقى نورى

244

اشرف التواريخ ( فارسي )

چون سواران تكّه تفرقگى تيپ قراول را مشاهده نمودند ، « 1 » فوجى سوار از ميان گزستان بيرون تاخته ، به سروقت اولجاچيان پرداختند و به قدر ده دوازده هزار نفر « 2 » سواران نامى مشهور « 3 » ايلات را به خاك هلاك انداختند . بقيهء سوار دست از اولجاى كشيده ، « 4 » ده سوار و بيست سوار به يكديگر ملحق و « 5 » مشغول كارزار شدند و از حشر تركمانيه نيز گروه‌گروه از مكمن كين تاخته ، با شمشيرهاى آخته به مددكارى « 6 » مبارزان مىآمدند و ازين جانب نيز سوار ( 92 ب ) قراول و تيپ محمّد خان رسيده ، هنگامهء كارزار گرم و معركهء گيرودار تنگ شده « 7 » ، سرهاى سواران چون گوى در ميدان گردان و تن‌هاى دلاوران در خاك و خون عرصهء نبرد « 8 » غلتان گرديد . اگرچه اول وهله اولجاچيان را « 9 » كه متفرّق بودند وهنى رو داده ، به قدر نيم فرسنگ به عقب آمدند ، « 10 » و ليكن در آخر متهوران لشكر جلادت اثر از ورود محمّد خان قاجار و امداد او « 11 » مستظهر شده ، تركمانيه را تا اوباى « 12 » دوانده ، مراجعت نمودند و سواران تكّه درين دفعه بالتّمام به نيّت محاربه و عزيمت « 13 » مجادله از ميان رود طژن و گزستان بيرون آمده ، در برابر افواج قاهره صف‌آرا گشتند . درين اثنا قول همايون نزديك گرديده « 14 » ، صداى نقاره و آواز و كرنا و نفير كوس غلغله در گنبد آبنوس افكنده ، از خروش دليران و صهيل مركبان ، گوش سكان « 15 » زمين و زمان « 16 » كر گشت . صحراييان دشت كه كار را بدين منوال ديدند ، دست از جان شسته ، از خيره‌سرى و تيره‌رايى پا را به معركه افشرده ، داد مردانگى را دادند . شهزادهء ظفر موصوف ، بعد از انضباط صفوف و تعيين مكان امراى مشهور و معروف ، از روى نياز و استعانت « 17 » ، چنانچه عادت آن بلنداختر بود ، به رسم معتاد و آيين معهود « 18 » پياده شده ، روى ضراعت و ابتهال به درگاه قادر ذوالجلال - عظم سلطانه - آورده ، از حضرت

--> ( 1 ) . مج : نموده بودند ، ( 2 ) . مج : ده دوازده نفر از . ( 3 ) . مج : نامى و متهوران بىباك . ( 4 ) . مج : برداشته . ( 5 ) . مج : ملحق شده . ( 6 ) . مج : به مدد . ( 7 ) . مج : پر از صمم شده . ( 8 ) . مج : خاك و خون معركه . ( 9 ) . ملك : « را » ندارد . ( 10 ) . مج : دوانده‌اند . ( 11 ) . مج : و مدد . ( 12 ) . مج : اوبه . ( همه‌جا ) ( 13 ) . مج : عزم . ( 14 ) . مج : شده . ( 15 ) . مج : « سكان » ندارد . ( 16 ) . مج : آسمان . ( 17 ) . مج : « از روى نياز و استعانت » ندارد . ( 18 ) . مج : پيشتر .