محمدتقى نورى

231

اشرف التواريخ ( فارسي )

سردار را دست و گردن بسته برداشته ، در ميان دو لشكر به پاىبوس پادشاه هفت كشور برده ، گرفتارى او را وسيلهء خلاصى و نجات « 1 » خود دانسته ، از آنچه كرده بود ، « 2 » حمل بر جهل و نادانى خود كرده ، عذرخواه گناه و زلات « 3 » خود گرديد . پادشاه خطابخش پوزش‌پذير به همان خدمت و صداقت از هفوات و زلّات « 4 » او گذشته ، رقم نسخ و خط بطلان بر معاصى او كشيده ، او را از نعايم غيرمحصور فارس محروم و الكاى سمنان را به جايگير او مقرّر داشتند و سردار را فى الجمله خفّتى داده ، به ميرزا محمّد خان قاجار يوخارىباش كه از جملهء اجلّهء خدمتگزاران و اخلاص‌ورزان « 5 » اين دولت قوىبنيان بود ، سپردند و درين مدّت به ناكامى در طهران به سر مىبردند ، تا اينكه در عروسى نايب السّلطنه كه موقع گذشت و عفو و بخشش بود ، او را به خلعت عفو و امان معزّز فرمودند . بعد از آن « 6 » به فراغت روزگار مىگذرانيد از مقدّرات آسمانى و حادثات چرخ نيلوفرى چندى نگذشت كه اوراق گل‌هاى زندگانيش را باد خزان اجل به صحراى عدم برده ، سرادارى اين جهان را به امارت جاودانى بدل ساخت و لواى جهان‌دارى را در عرصهء آن جهان افراخت . « 7 » چون در ايّام خاقان شهيد سعيد « 8 » - انار اللّه برهانه - چندى سردار خراسان و فرمانفرماى ارض مينونشان بود ، از مآل‌انديشى در قرب روضهء متبركه كه به « دار السيادة » مشهور است « 9 » مقبره [ اى ] جهت خود ساخته بود . بنابر وصيت ، نعش او را به مشهد مقدس آوردند . « 10 » شهزادهء نيك‌بخت امر فرمود « 11 » كه جميع اشراف و اعيان ( 87 ب ) با شدّه و عمارى و حفاظ و مؤذنان به استقبال نعش او شتافته ، در كمال اعزاز « 12 » و احترام در آن مكان « 13 » مدفون به رحمت حىّ لايموت سپردند و حافظ و قارى بر سر قبر او تعيين و مساكين و فقرا و ملهوفين را اطعام فرمودند . « 14 »

--> ( 1 ) . مج : خلاصى خود و باعث نجات . ( 2 ) . مج : كرد . ( 3 ) . مج : « و زلات » ندارد . ( 4 ) . مج : زلات و هفوات . ( 5 ) . مج : اجلهء اخلاص‌كيشان . ( 6 ) . مج : نايب السّلطنه او را خلعت عفو و امان پوشيده . ( 7 ) . مج : چندى نگذشت كه ترك سردارى روى زمين نموده ، با طبل و علم به تسخير مطمورهء عدم رفت تا ملك آن جهان گيرد . ( 8 ) . مج : سعيد شهيد . ( 9 ) . مج : در روضهء منوره سمت غربى چهل‌چراغ كه به دار السياده اشتهار دارد . ( 10 ) . مج : جهت خود بنا نهاده ، بنابر وصيت عزيمت مكان اصلى خود نموده ، حسب الامر پادشاه نعش او را به روضهء رضويهء عليه آلاف التحيه آورده‌اند . ( 11 ) . مج : فرموده . ( 12 ) . مج : عزت . ( 13 ) . مج : احترام نعش او را آورده ، به جاى معين . ( 14 ) . مج : تعيين فرموده ، اطعام بسيار به مساكين صغار و كبار دادند .