محمدتقى نورى
206
اشرف التواريخ ( فارسي )
عزّ مصاهرت او اعتبار يافته بود ، جوانى با استعداد بود ، « 1 » به دارايى و حكومت آنجا منصوب شده ، چون از جانب خيريّت جوانب ( 77 ب ) اشرف همايون اعلى مرخص و مأذون نبودند كه همّت بر يورش و تسخير هرات گمارند . « 2 » لهذا الويهء ظفر پيراى « 3 » جهانستانى متصرف به ارض فيض مبانى و ركاب سعادت انتساب شاهزادهء جهانبانى شده ، در اواخر شهر رمضان 1219 « 4 » مظفر و منصور به شرف حضور لامع النور « 5 » و الا سرافراز و هريك از امرا و خوانين و رؤساى سپاه ظفر قرين على قدر مراتبهم به نوازش بىكران و انعامات شايان و صله و جلد و تيولات شايسته بين الاكفاء ممتاز گرديدند و به جهت دلجويى ابراهيم خان از جانب اشرف « 6 » و الا خلعت فاخر و اسب يراق مينا و انعام و تيول فراخور او « 7 » مرحمت شده ، مورد نوازش بىاندازه « 8 » گرديد . حاجى فيروز به توهّم آنكه « 9 » مبادا بعد از نوروز فيروز مجددا سپاه نصرت اندوز از دربار شهزادهء عدو سوز مأمور به تسخير هرات گردند « 10 » و آن صفحات نزهت آيات از تصرف او انتزاع پذيرد ، « 11 » به جهت تجديد اساس محبت و اخلاص كسان زباندان با تحف و هداياى فراوان « 12 » روانهء درگاه عرش اشتباه سلطانى نموده ، از عدم التفات شهزادهء والاصفات شاكى گرديد . « 13 » پادشاه جهانپناه « 14 » به جهت تسلية « 15 » خاطر حاجى فيروز شاهزادهء فيروز روز را از آزار و اضرار اهالى هرات ممنوع و حسين خان سردار را به ركاب ظفر شعار احضار فرمودند كه از كيفيّت و كميّت « 16 » احوال مملكت خراسان استحضار كامل حاصل نمايند . حسين خان سردار ، امتثالا لامر الاعلى ، در هفتم شهر شوال « 17 » عازم دربار خاقان بىهمال گرديد و مجددا
--> ( 1 ) . مج : جوان مستعد قابل بود . ( 2 ) . مج : مأذون به يورش و تسخير هرات نبودند . ( 3 ) . مج : الويه رايات نصرت آيات . ( 4 ) . ملك : « 1219 » ندارد . ( 5 ) . مج : حضور سعادت دستور . ( 6 ) . مج : « اشرف » ندارد . ( 7 ) . مج : به فراخور حال . ( 8 ) . مج : « بىاندازه » ندارد . ( 9 ) . مج : اينكه . ( 10 ) . ملك : « گردند » ندارد . ( 11 ) . مج : و آن ولايت با نزاهت از يد تصرف او انتزاع شود . ( 12 ) . مج : با تحف و پيشكشهاى لايق . ( 13 ) . ملك : « شاكى گرديد » ندارد . ( 14 ) . ملك : « پناه » ندارد . ( 15 ) . ملك : تسليد . ( 16 ) . مج : كميت و كيفيت . ( 17 ) . مج : شوال 1219 .