محمدتقى نورى
172
اشرف التواريخ ( فارسي )
صيت اين فتح عظمى و آوازهء اين نصرت كبرى « 1 » ، بنيان ثبات و قرار سلاطين تركستان و هندوستان بىثبات و قرار گرديده « 2 » ، از جانب دولت افاغنه ايلچيان زبانآور « 3 » و مراسلات محبّتپرور بر تهنيت نصرت و ظفر شرفياب دربار و الا و شرايط سفارت را بهجا آورده ، مورد تفقّدات خاطر انور شدند و « 4 » سركردگان لشكر و بهادران فيروزى اثر هركدام على قدر مراتبهم ( 64 الف ) و فراخور خدمات شايان به جايزه « 5 » و انعام بيكران بهرهمند « 6 » و به مناصب مناسب و القاب لايق و تشريفات موافق « 7 » سربلند گرديده ، از شعشعهانگيزى سيوف آتشدم مجاهدين « 8 » دين مبين و از بوارق رماح اژدها فش « 9 » غازيان ملّت متين خرمن اصطبار و توانايى مخالفين « 10 » بدآيين و خاروخاشاك ثبات و قرار صحرانشينان بىدين يكبارگى سوخته از سرحد نسا و مهنه و ابيورد كه موطن اصلى و يورث موروثى ايشان بود ، فرار و آن محل را « 11 » تخليه نموده ، الى سامان جيحون و حدود خيوه و بخارا عنان بازپس نكشيده ، تمام دشت از لوث وجود آن گروه ضلالت آمود مصفّا شد . « 12 » آغاز شورانگيزى ابليس صورتان تفليس و تهاجم جنود نامسعود روسيه به مملكت آذربايجان و تصّرف بعضى از بلاد آنجا را « 13 » به مكر و تلبيس و مأمور شدن نايب السّلطنه عباس ميرزا به دفع و رفع آنها « 14 » چون در اوايل همين سال فى ما بين والىزادگان تفليس بنابر زيادهطلبى و فرمانروايى « 15 » عاريتى غبار خاطر و منازعتى پديد آمد « 16 » ، چنانچه متداول است ، ميان برادران
--> ( 1 ) . مج : موهبت . ( 2 ) . مج : موهبت . ( 3 ) . مج : زباندان . ( 4 ) . مج : مراسلات يكجهتى ، بنيان مشعر بر تهنيت مأمور به دربار و الا شده ، شرايط تهنيت بهجا آورده مورد نوازشات شايان و اعطاف بنيان گرديدند . ( 5 ) . مج : و خدماتهم به جلده . ( 6 ) . مج : بهرمند . ( 7 ) . مج : فاخر . ( 8 ) . مج : مجاهدان . ( 9 ) . مج : اژدهاوش . ( 10 ) . مج : شكيبايى مخالفان . ( 11 ) . مج : فرار و آن محل را . ( 12 ) . مج : گرديد . ( 13 ) . مج : « را » ندارد . ( 14 ) . مج : از « بعضى » تا اينجا در حاشيه صفحه نوشته شده است . ( 15 ) . مج : فرماندهى . ( 16 ) . مج : عاريتى سرير سرورى و بزرگى نقار خاطرى پيدا شده .