محمدتقى نورى
پيشگفتار 20
اشرف التواريخ ( فارسي )
در سال 1227 ق / 1812 م محمد ولى ميرزا به همراهى ناصر الدين توره و اسحاق خان قرايى به دستور فتحعلى شاه به تهران احضار شده و با شاه ملاقات كرد . « 1 » در سال 1228 ق / 1813 م طايفه گوكلان تركمان به رهبرى يوسف خواجه كاشغرى سر به شورش برداشته ، قلعهء پسرك فندرسك را محاصره كردند . محمد ولى ميرزا و محمد قلى ميرزا حكمران مازندران از سوى شاه مأمور دفع او شدند . اما محمد ولى ميرزا بدون كمك محمد قلى ميرزا و همراه سران خراسان وى را شكست داد . به نظر مىآيد محمد ولى ميرزا هرگز نتوانسته باشد ، اعتماد و حمايت امراى خراسان را به سوى خود جلب كند و همين امر موجب اختلاف ميان او و اين خوانين مىگرديد تا آنجا كه آنها به اغواى اسحاق خان قرايى عليه محمد ولى ميرزا شوريدند و ديگر حاضر نبودند حكومت محمد ولى ميرزا بر خراسان را بپذيرند . « 2 » درگيرى آنها به جايى رسيد كه در سال 1229 ق / 1814 م شاه ، اسماعيل خان سردار دامغانى را براى تنبيه آنها فرستاد و پس از درگيرى سختى خراسانيان شكست خوردند . « 3 » مخالفتهاى امراى خراسان همچنان ادامه داشت . سرانجام شاه ناچار شد ، دوباره اسماعيل خان سردار را مأمور خراسان كرده ، محمد ولى ميرزا را به تهران بخواند و اينبار او را همراه فرج اللّه خان افشار و ميرزا عبد الوهاب معتمد الدوله به مشهد فرستاد . سال بعد اسحاق خان قرايى پسر خود حسنعلى خان را به دربار فتحعلى شاه فرستاد و عزل محمد ولى ميرزا و حكومت ترشيز را براى خود خواست . شاه با حكومت ترشيز موافقت كرد . هنگام بازگشت ، حسنعلى خان اعتنايى به شاهزاده نكرد ، او نيز اسحاق خان و پسرش هر دو را به قتل رساند . اين كار سبب شورش خوانين خراسان شد . اغتشاش در خراسان چنان بالا گرفت كه فتحعلى شاه ، محمد ولى ميرزا را در سال 1231 ق / 1816 م عزل كرده ، حسنعلى خان شجاع السّلطنه را به جاى او به حكومت خراسان فرستاد . « 4 »
--> ( 1 ) . محمد تقى لسان الملك سپهر : ناسخ التواريخ ، تهران : كتابفروشى اسلاميه ، 1353 ، ج 1 ، ص : 227 و 226 . ( 2 ) . اعتماد السلطنه : تاريخ منتظم ناصرى ، ج 3 ، ص : 1508 . ( 3 ) . همان ، ص : 18 - 1517 . ( 4 ) . دنبلى : مآثر سلطانيه ، ص : 321 .