محمدتقى نورى

153

اشرف التواريخ ( فارسي )

خنجرهاى مرصّع و مينا از درگاه شاهنشاه باذل نازل « 1 » و باز در طرق كه به خلعت‌پوشان اشتهار « 2 » يافت ، طوى ملوكانه ترتيب يافته ، به طريق سابق « 3 » وضيع و شريف به نوا رسيده ، فرامين و خطبه و فاتحه به دستور سابق خوانده شد و از آنجا با حصول مراد و مرام عطف عنان به مستقر عزّ و شرف فرموده ، ابواب رأفت و احسان بر چهرهء طوايف انام گشوده ، به دانهء برّ و امتنان مرغ دلها را صيد مىنمودند . « 4 » ذكر مأمور شدن حسين خان سردار با افواج قاهرهء شررانگيز « 5 » و اختتام كار مصطفى قلى خان و ولايت ترشيز ( 57 الف ) سابقا به سلك بيان درآمده بود كه مصطفى قلى خان ، حاكم ترشيز ، نظر به وفور « 6 » مكارم « 7 » عطوفت‌آميز ، همواره طالب عفو و امان و راغب خدمت « 8 » و استيمان از درگاه شاهزادهء « 9 » پرويز شأن بود و « 10 » به هدايا و پيشكشىها و انفاذ عرايض بندگى شعار ضراعت آثار و تنسوقات بىشمار « 11 » شرف دريافت حضور اشرف « 12 » و الا را كه كعبه نياز و قبلهء حاجات ارباب راز بود به تأخير و تعويق مىانداخت و نقد قلب اخلاص نارايج خود را هميشه از « 13 » معاذير كاذبه زراندود مىساخت و غافل از اينكه دل الهام‌گزين و ضمير « 14 » حقانيّت آيين شاهزادهء « 15 » با داد و دين محك قلب‌شناسى و حقيقت ذاتى و جام جهان‌نماى صداقت سنجى و حقانيّت بينى « 16 » است و شمع ادعاى بىاخلاصان « 17 » در نظر « 18 » انورش كم‌ضيا و متاع تمنّاى « 19 »

--> ( 1 ) . مج : مينا مرحمت گرديد . ( 2 ) . مج : سمت اشتهار . ( 3 ) . مج : اول . ( 4 ) . مج : مرغ دل خاص و عام را صيد مىنموده‌اند . ( 5 ) . مج : افواج شريرانگيز به اتهام . ( بقيهء عنوان در حاشيه نوشته شده است . ) ( 6 ) . مج : بافور . ( 7 ) . مج : مكارم و ارقام . ( 8 ) . مج : صلح . ( 9 ) . مج : از جانب شهزاده . ( 10 ) . مج : بوده . ( 11 ) . مج : پيشكش و عرايض مبنى بر تخضع و تخشع و ارسال تنسوقات دلكش . ( 12 ) . مج : « اشرف » ندارد . ( 13 ) . مج : و قلب نقد اخلاص را هميشه به روى . ( 14 ) . مج : خاطر . ( 15 ) . مج : شهزاده . ( 16 ) . مج : با داد و دين جام جهان‌نماى حقيقت‌بينى و محك امتحان حقانيت دانى . ( 17 ) . مج : بداخلاصان . ( 18 ) . مج : در نظر مرآت . ( 19 ) . مج : مدعاى .