محمدتقى نورى
143
اشرف التواريخ ( فارسي )
طبيعت « 1 » آخر او را برين داشت كه از درگاه خلايق اميدگاه « 2 » روگردان شود ، بنابر شعر « 3 » مشهور كه : زمين شوره سنبل برنيارد * در او « 4 » تخم امل ضايع مگردان با آنهمه مكارم و تربيت اعلىحضرت شاهنشاهى مصدر چنين جهالت و فضولى شده « 5 » تا يك سال خلق اللّه را آزرده مىداشت و عاقبت الامر كه خايب و خاسر ملتجى به ما گرديد و انواع نوازش ديد ، منشأ ضلالت و گمراهى گرديد . ( 53 ب ) پس بديهى است كه : سر ناسزايان برافراشتن * وزيشان اميد بهى داشتن سررشتهء خويش گم كردن است * به جيب اندرون مار پروردن است و در همان روز از ركاب ظفربنيان « 6 » كس روانه چناران فرمودند به ضبطوربط آنجا « 7 » پرداخته ، اهالى آن سرزمين و اكراد وحشى آيين را خاطرجمع و مطمئن ساخته ، اميدوارى دهند « 8 » ، او را با رضاقلى ميرزا و مصطفى ميرزا و عورات و نسوان نادر ميرزا كه در ارض اقدس مىبودند « 9 » ، مقيّد و محبوس روانهء دربار جهانمدار شهريارى ساختند . « 10 » رضاقلى ميرزا ، برادر نادر ميرزا ، و مصطفى ميرزا ، پسرش ، در آن شب كه بلدهء مقدّسه فتح شد ، آنها را فرصت فرار نشده ، به روضهء مباركهء مطهره جناب امام همام پناه بردند و در آنجا « 11 » به سر مىبردند . رضا قلى ميرزا مردى درويشمسلك و كمآزار بود « 12 » و مصطفى ميرزا در « 13 » عهد پدر خويش به شرف منصب توليت « 14 » روضهء رضويه سرافراز بود « 15 » بعد از فتح شاهزادهء فرّخ
--> ( 1 ) . مج : سوء طبيعت و خبث طينت . ( 2 ) . مج : درگاه و الا . ( 3 ) . مج : مثل . ( 4 ) . مج : درو . ( 5 ) . مج : جهل و فضول گرديده . ( 6 ) . مج : ظفر همعنان . ( 7 ) . مج : كه به ضبط آنجا . ( 8 ) . مج : را مطمئن و اميدوار ساخته باشد و . ( 9 ) . مج : را مطمئن و اميدوار ساخته باشد و . ( 10 ) . مج : نمودند . ( 11 ) . مج : رضاقلى ميرزا ولد شاهرخ ميرزا و مصطفى ميرزا ولد نادر ميرزا بوده كه در شب فتح فرصت فرار نشده در روضهء مطهرهء منورهء امام الجن و الانس على بن موسى الرضا - عليهما السلام - پناه برده . ( 12 ) . مج : مرد كمآزار درويش . ( 13 ) . مج : كه در . ( 14 ) . مج : به شرف توليت آستان ملايك مطاف . ( 15 ) . مج : بوده كه .