محمدتقى نورى

128

اشرف التواريخ ( فارسي )

بلدهء مقدسه « 1 » به جهت امرا و خوانين و سركردگان و عموم افراد سپاه « 2 » تعيين مكان « 3 » و منزل فرموده و عامهء رعايا را از مراحم و مكارم خسروانه اميدوار و قرين استظهار « 4 » ساخته ، هر كدام را سرگرم شغل و كسب خود و تمامى را مشمول عواطف نامتناهى فرمودند . هريك به فراغت خاطر و آسودگى دل و كمال اطمينان « 5 » به مشاغل خويش مشغول شدند . امر شهر و بازار از فرّ ميمنت مقدم شهزادهء كامكار رونق و رواجى تمام گرفته « 6 » ، در هر محله و كوچه يساولان و نسقچيان تعيين شد كه احدى ، چه از سپاهى و قلّاش و چه رجّاله و اوباش ، دست ظلم و تطاول به اموال و خانه رعايا و كسبه دراز نكرده ، از جادهء خود انحراف نورزند و جارچيان بلندآوا صداى « 7 » مسرّت‌افزاى « 8 » امنيّت به گوش ساكنين و قاطنين آن بلدة الامين رسانيدند . گويا تا نقّاش كارخانه ابداع آفرين صورت آن معمورهء رفيعه را بر لوح ماء و طين نگاشته بود ، چنين نغمهء دلكش و ترانهء خوش نشنيده بودند و بدين‌گونه صورتى روح‌افزا را به خواب نديده بودند . همگى رعايا و برايا زبان به شكر و محمّدت پادشاه جم بارگاه و شاهزادهء ( 48 ب ) فريدون خرگاه گشوده ، با نهايت اميدوارى و غايت خوش‌وقتى و آسايش در بستر امنيت « 9 » به كام دل غنودند . « 10 »

--> ( 1 ) . مج : در شهر . ( 2 ) . مج : عموم سپاهيان . ( 3 ) . مج : جا . ( 4 ) . از نويد مراحم خسروانه فرزانه و وعيد مكارم خديوانه اميدوار . ( 5 ) . هركدام سرگرم شغل كاسبى و مشمول عنايت نامتناهى شده به فراغت خاطر و اطمينان تمام . ( 6 ) . مج : از فرّ طلعت شهزاده كامكار رواج پذيرفته . ( 7 ) . مج : در هرمحله و كوچه يساولان با دگنك زرين و نسقچيان با چماق و تبرزين تعيين شده كه احدى از سپاهيان و اوباش دست تطاول به خانه و مال رعيت و كسبه دراز نكند و جارچيان بلندآوازه از صداى روح‌بخشا و نويد . ( 8 ) . ملك : مسرت‌فزاى . ( 9 ) . مج : قاطئين ارض اقدس رسانيده ، آن بلده جنت طراز كه در هيچ قرنى اين‌چنين آوازى را كه نويد ضابطه و امنيت باشد به خواب نديده بودند . قرين آرام گرديده ، زبان به دعا و ثناى شهزادهء كشورگشا گشودند و در مهد امن و آسايش . ( 10 ) . مج : در حاشيه اين قسمت آمده : حكام خراسان پس از تسخير ارض اقدس لطفعلى خان چاوشلو حاكم دره‌جز و نقد عليخان زعفرانلو حاكم چناران بلاتوقف شرفياب حضور و مصطفى قلى خان عرب حاكم ترشيز و مير حسن خان حاكم طبس به ارسال عرايض و پيشكش عذرخواه شده ، وعدهء آمدن به حضور را . . . [ ناخوانا ] فتحعلى خان حاكم كلات به تعويق انداخته ، مدارايى مىنمودند .